توسعه پایدار

در سال 1980 برای نخستین بار نام توسعه پایدار در گزارش سازمان جهانی حفاظت از منابع طبیعی (IUCN) آمد. این سازمان در گزارش خود با نام استراتژی حفظ منابع طبیعی این واژه را برای توصیف وضعیتی به کار برد که توسعه نه تنها برای طبیعت مضر نیست، بلکه به یاری آن هم می‌آید.

پایداری می‌تواند چهار جنبه داشته باشد: پایداری در منابع طبیعی، پایداری سیاسی، پایداری اجتماعی و پایداری اقتصادی.

در حقیقت توسعه پایدار تنها بر جنبه زیست محیطی اتفاقی تمرکز ندارد بلکه به جنبه‌های اجتماعی و اقتصادی آن هم توجه می‌کند. توسعه پایدار محل تلاقی جامعه، اقتصاد و محیط زیست است.

یکی از مهمترین رویدادهای بین‌المللی که در زمینه توسعه پایدار وجود دارد، نشست جهانی توسعه پایدار(WSSD) است. در این نشست توافق‌هایی در زمینه توسعه پایدار میان شرکت‌کنندگان انجام شد.

کاهش تعداد افرادی که دسترسی به آب ندارد به نصف تا سال 2015 میلادی، به حداقل رساندن مواد شیمیایی که بر سلامتی انسان و طبیعت اثرات مخرب می‌گذارند تا سال 2020 میلادی، نصف کردن سرعت کاهش ذخیره‌های دریایی و رساندن منابع دریایی به سطحی پایدار تا سال 2015 میلادی، کاهش روند از بین رفتن تنوع طبیعی تا سال 2010 میلادی، افزایش پایداری در استفاده از انرژی‌های تجدیدشونده و برنامه‌ریزی برای تدوین برنامه‌ای 10 ساله در مورد توسعه پایدار از اصلی‌ترین توافقات این نشست بود.

hamshahrionline-Sustainable-Development

هرچند این روزها بسیاری از دولتمردان و فعالان زیست محیطی به دنبال رسیدن به توسعه پایدار هستند، اما برخی فعالان زیست محیطی این گزینه را برای حفظ محیط زیست کافی نمی‌دانند.

آنها معتقدند در با توجه به روند استفاده از منابع تمام شونده و از بین بردن منابع در جهان واژه "توسعه پایدار" مناسب نیست و باید از لفظ جایگزینی چون "پایداری توسعه" استفاده کرد تا این مفهوم در ذهن تداعی نشود که قرار است منابع جدیدی تولید شود.

منبع:http://hamshahrionline.ir/news-30508.aspx


تعریف توسعه روستایی


تعریف توسعه روستایی

ادبیات توسعه روستایی تعاریف متعددی از توسعه روستایی را در خود دارد. هرچند این تعاریف مولفه های مشترک  فراوانی را در خود دارند، لیکن از تفاوت های  مشهودی نیز برخوردارند که این اختلاف ناشی از بینش نظری و سطح تحلیل و بررسی اختیار شده برای  تبیین موضوع است . برای تبیین مناسب تر فضای مفهومی توسعه روستایی به برخی از تعاریف مطرح شده اشاره میگردد.

دیاسن معتقد است توسعه روشتایی راهبردی است که به منظور بهبود زندگی اقتصادی و اجتماعی گروه خاصی از مردم (روستاییان فقیر) طراحی شده است. این فرایند شامل بسط منافع توسعه در میان فقیر ترین اقشاری است که در مناطق روستایی در پی کسب معاش هستند. این گروه شامل کشاورزان خرده پا، خوش نشینان و کشاورزان بی زمین است(دیاسن،73،1368). در نتیجه توسعه روستایی شامل فرایند عمیقی از تغییرات در کل جامعه است. این فرایند روشی برای افزایش فرصت های قابل دسترسی برای فرد و افزایش امکانات بهره وری از آنهاست .

توسعه روستایی به نوین سازی جامعه روستایی می پردازد و آن را از یک انزوای سنتی به به جامعه ای تغییر خواهد داد که با اقتصاد ملی عجین شده است. بنابراین « هدف های توسعه روستایی در محدوده یک بخش خلاصه نمی شود، بلکه مواردی چون بهبود و بهره وری، افزایش اشتغال، تامین حداقل قابل قبئل غذا، مسکن، آموزش و بهداشت را در بر می گیرد»(مهندسان مشاور،20،1371). بانک جهانی در سال 1975 عنوان داشته توسعه روستایی راهبردی است که برای بهبود زندگی اقتصادی و اجتماعی گروه های خاصی از مردم – روستاییان فقیر- طراحی شده است.

این امر متضمن انتقال منافع به افراد بسیار فقیری است که در نواحی روستایی در پی تامین معاش اند. این گروه شامل کشاورزان خرده پا، اجاره داران و افراد فاقد زمین است(چمبرز،186،1376). به تعبیر لی و چئودری این تعریف با راهبرد رشد همراه با عدالت یا توزیع مجدد تئام با رشد، شناخته می شود که برافزلیش تولید، بهره وری، اشتغال و بسیج منابع تاکید دارد. آنها معتقدند که توزیع مجدد منابع مورد نظر در این تعریف محدود به توزیع مجدد درآمدهای اضافی میشود و توزیع مجدد در قالب بازسازینظام تولید، یا توزیع مجدد دارایی ها را موجب نمی شود.

عنایت الله برای توسعه روستایی از مولفه هایی چون افزایش بازدهی کشاورزی، دگرگونی در نسبت های بیکاری و میزان اشتغال، دگرگونی در توزیع درآمد، دگرگونی در مالیلت ارضی، دگرگونی در هرم قدرت، و تحول در الگو های مشارکت در تصمیم گیری، افزایش در تحرک اجتماعی که موجب تغییر در نظام قشر بندی و قدرت و نیز دگرگونی در شاخص هایی چون سطح تحصیلات، دسترسی به امکانات آموزشی، نسبت به جمعیت پزشک، تعداد درمانگاه ها، وضع سکونت، راه های روستایی، برق رسانی، تغذیه و نیز دگرگونی در ارزشها، باورها و گرایش ها میگردد، یاذ میکند

کپ توسعه روستایی را به عنوان فرایندی که از طریق کوشش های جمعی در پی بهبود در بهزیستی و خودیابی مردمی است که در خارج  از مناطق شهری زندگی می کنند تعریف کرده است. به نظر او هدف توسعه روستایی باید بسط و گسترش دامنه فرصت ها برای مردم روستایی باشد

در بیان فضای مفهومی توسعه روستایی به این نکته نیز باید اشاره شود که در دوره اخیر توسعه روستایی در قالب توسعه مشارکتی نیز مطرح شده که در بردارنده ابعاد توسعه روستایی یکپارچه و مشارکت مردم است. یاداو معتقد است که افزایش تولید و بهره وری، برابری در دسترسی به فرصت های کسب درآمد، دسترسی به خدمات عمومی و دسترسی به نهادهای تولیدی، اشتغال سودمند، اعتماد به نفس، مشارکت مردم در فرایند توسعه و توازن بوم شناختی هدف هایی وابسته به یکدیگرند که برداشت یکپارچه از توسعه روستایی را مطرح می کند(یادو،94،1365)

توسعه روستایی فرایندی چند بعدی است که موضوع آن بهبود و ارتقای کیفیت زندگی اقشار فقر و آسیب پذیر اجتماع است. فرایندی که با بهره گیری از سازوکارهایی چون برنامه ریزی، سازماندهی، تقویت خوداتکایی فردی و جمعی و ایجاد دگرگونی مناسب در ساختارهای ذهنی و اجتماعی روستاییان تلاش می کند که در آنها قدرت، توان و اختیار بهره گیری از قابلیت ها و منابع در اختیارشان را تقویت کند تا به واسطه آن بتوانند وضعیت موجودشان را به وضعیت مناسب و مطلوب تر تغییر دهند. تحقیق چنین توسعه ای نیازمند دگرگونی در ساختارهای نهادی، فنی، شخصیتی و ارزشی است  که منجربه تغییرات اساسی در ساختار اجتماعی و ویژگی های شخصیتی  روستاییان می شود. برایند و پیامد آن باید پاسخگویی به نیازهای اساسی روستاییان ارتقای کیفیت زندگی و تقویت اتکا به نفس و آزادی انتخاب و عاملیت روستاییان باشد.

نقشه استان خوزستان

آشناي با دين و زبان كشور تركيه

آشناي با دين و زبان كشور تركيه

نخستین قانون اساسی جمهوری ترکیه که در سال 1924 میلادی تهیه شده است دین رسمی جامعه را اسلام تعیین نموده است . لیکن در اصلاحات قانونی سال 1928 این ماده قانونی حذف و با تاکید بر جدایی دین از ---------- ، ترکیه کشوری با دولت وحکومت لائیک (تفکیک دین از ----------) معرفی گردیده است. بنابر آخرین آمار موجود در ترکیه حدود 98% جمعیت این کشور را مسلمان و 2% را مسیحیان و کلیمیان و دیگر ادیان تشکیل مید هند.
مسلمانان ترکیه اکثرا تابع مذهب تسنن می باشند که از میان آنها حنفی ها بزرگترین گروه محسوب می گردند که عمدتا در مرکز و غرب ترکیه ساکن هستند . شافعی ها با جمعیتی کمتر در مناطق شرقی ترکیه مستقر واکثرا کرد هستند. شمار پیراوان مذاهبی دیگر بسیار کم می باشد. روی هم رفته پیروان ادیان در ترکیه به دو قسمت تقسیم می شوند :
الف ) پیرامون اسلام که خود به چندین فرقه و مذهب تقسیم می شوند و اهم آنها عبارتند از :
1- حنفی ها ، جمعیت قابل ملاحظه ای از اهل سنت ترکیه را تشکیل میدهند.
2- شافعی ها ، شاخه ای از اهل سنت است که پیروان آن را بیشتر کردها تشکیل می دهند.
3- پیراوان سایر فرق اهل سنت و طریقتها
4- علویان (به چهار دسته با نامهای رافÖی، باطنی؛ Íروفی و بکتاشی تقسیم و بنا بر آمار رسمی دولت ترکیه حدود 12 میلیون نفر پیرو دارد )
5- شیعیان ، پیرو مذهب جعفری بوده و نزدیک به یک میلیون و دویست هزار نفر هستند.
ب ) پیروان سایر ادیان :
1 مسیحیان شامل فرق پروتستانها ، کاتولیکها ، ارامنه ...... و
2- یهودیان (حدود 30 هزار نفر در این کشور سکونت دارند )
زبان:
ترکی زبان رسمی و مادری ساکنان ترکیه است و یکی از قدیمی ترین زبانهای دنیا به شمار می رود. بخشی از مردم کشورهای مشترک المنافع و برخی از نقاط جنوب شرقی اروپا و بعضی از مناطق خاورمیانه به این زبان صحبت می کنند. آذری (آذربایجان) ، قفقازی و ترکمنی نیز شاخه هایی از زبان ترکی محسوب می شوند. زبان ترکی از گروه زبانی اورال - آلتانی است و به گروههای کوچکتر ذیل تقسیم می شود:
1- گروه آسیای مرکزی مانند گرگ تورک ، ازبک و قرقیز
2- گروه جنوب غربی مانند ترکی عثمانی ، ترکی آذری و ترکمنی
3- گروه شمال غربی مانند تاتار و قزاق
4- گروه سیبری جنوبی مانند اویرات ، آبکان و تروا.
5- گروه سیبری شمالی مانند یاکوت
6- گروه جرواش (شمالی ) در ناحیه و لگا
زبان ترکی جدید که امروزه تحت عنوان « ترکی آناتولی» شناخته می شود از ریشه ترکی عثمانی است که به وسیله سلجوقیان در اواخر قرن یازدهم به آناتولی وارد شده است . به تدریج لغات و دستور زبان فارسی و عربی به میزان قابل توجهی به این زبان وارد شد و الفبای عربی رایج گشت. پس از اعلام جمهوری (در سال 1923) ، الفبای لاتین جایگزینی الفبای عربی گردید. (1928) و پس از تغییر الفبا اصلاح دستور زبان نیز توسط دولت آغاز و پی گیری شد . ویزگی زبان ترکی را حروف صدا دار آن می دانند (حروف áÈí æ ßáÇãí ).
در الفبای لاتینی که از سال 1928 به بعد در ترکیه مورد استفاده قرار گرفته است . بیشتر حروف و صدای کم و ییش مانند معادل انگلیسی شان تلفظ می شوند.
از نظر تاریخی زبان وادبیات ترکی را می توان به سه دوره متمایز تقسیم نمود :
1- دوره ترکی قدیم (قبل از پذیرش دین اسلام توسط ترکها) قرن 8 تا 11 میلادی
2- دوره فرهنگ اسلامی (دوره تاثیر عربها وایرانیان ) از قرن 11 تا اواسط قرن 19 میلادی
3- دوره مدرن (از زمان سلطنت سلطان عبدالمجید اول در سال 1839) دوره تاثیر تفکرو ادبیات غربی
بعد از تشکیل جمهوری در سال 1923 در تاریخ 20 می1928 طبق دستور نخست وزیر¡ وزارت معارف انجمن زبان را تشکیل داد و به تعویض الفباء می پردازد و زبانهای غربی (فرانسه ، آلمانی ، ایتالیایی و مجاری) را مورد تحقیق قرار میدهد . در 8 آگوست 1928 آتاتورک آغاز «انقلاب حروف» را اعلام می دارد و در 11 آگوست 1928 اولین کلاس در ارتباط با حروف جدید زبان ترکی افتتاح میشود قانون الفبای لاتینی در سال 1928 در یازده ماده تصویب و به مورد اجرا گذاشته می شود.
جمعیّت: مطابق با آمار ژوئیه ۲۰۰۴ جمعیت این کشور ۶۸,۸۹۳,۹۱۸ نفر است.
ترک‌ها: ۷۶-۸۰ ٪
کردها: ۱۴-۲۰ ٪
اعراب: ۱٫۸ ٪
پناهندگان: ۱٫۳ ٪
اقلیت‌های غیر مسلمان: ۰٫۲ ٪
زبان رسمی: زبان رسمی ترکی است امّا در این کشور ‌زبان‌های کردی، عربی، ارمنی و یونانی نیز تکلم می‌شود.

حوادث طبيعي و مخاطرات زمين


حوادث طبيعي و مخاطرات زمين
بلاياي طبيعي حوادثي طبيعي هستند كه نتايج تأسف باري براي موجودات زنده به وجود مي آورند و باعث ايجاد خسارتهاي جاني و مالي زيادي مي شوند. بلاياي طبيعي همواره بخشي از تاريخ حيات انسان بوده اند. از جمله بلاياي طبيعي رايج مي توان زمينلرزه ها, آتش سوزي در جنگلها, فورانهاي آتشفشاني, بهمنها, سونامي, سيلابها, لاهار, زمين لغزشها, رعد و برق, طوفانها, هوريكانها, تورنادوها, گردبادها, خشكسالي, موج گرما, آفتها, بيماريها و از بلاياي طبيعي بسيار شديد و خطرناك مي توان برخوردهاي شهابسنگي و طوفانهاي خورشيدي را نام برد.

بهمن
بهمن چگونه در كوهستان شكل مي‌گشرد؟ در چه مناطقي از كوه‌ها، بهمن سقوط مي‌كند؟ وزن بهمن و سرعت حركت آن به چه ميزان است و بالاخره چگونه مي‌توان خود را از مسير حركت بهمن رهانيد و از مهلكه نجات يافت؟
در چه جاهايي خطر بهمن وجود دارد؟
1- شيب، يكي از عوامل بسيار مهم در سقوط بهمن است. روي شيب‌هاي خيلي تند (بيشتر از 50 درجه) چون برف قبل از انباشته شدن به طور طبيعي به پايين سرازير مي‌شود، خطر سقوط بهمن معمولاً زياد نيست. روي شيب‌هاي خيلي ملايم (كمتر از 25 درجه) نيز خطر بهمن معمولاً زياد نيست. تحقيقات بهمن‌شناسان فرانسوي نشان مي‌دهد كه بهمن‌هاي تخته‌اي، عمدتاً روي شيب‌هاي 30 تا 45 درجه است و بيشترين بهمن‌ها از روي شيب‌هاي 35 تا 40 درجه سقوط كرده است. كوهنوردان و اسكي‌بازان امريكايي اهميت فوق‌العاده‌اي براي عامل شيب قائل هستند. هر كوهنورد يا اسكي‌باز كوه، هميشه يك شيب‌سنج كوچك در جيب دارد تا با آن ميزان خطر ريزش بهمن را برآورد كند.
2- با تند شدن شيب، ثبات لايهفوقاني برف كاهش يافته و خطر بهمن افزايش مي‌يابد.
3- پوشش زمين. پوشش طبيعي خاك كه ارتباط بين مانتو برفي (توده برف) و خاك را برقرار مي‌كند نيز البته نه به اندازه شيب، مهم است. زمين‌هاي صاف و صيقلي و يا بدون ستي و بلندي و شيب‌هايي كه داراي بوته‌هاي كوچك يا چمنزار و علف هستند، بهمن‌خيز است. به عكس، شب‌هاي پر سنگلاخ و به ويژه با تخته‌سنگ‌هاي بزرگ و يا درخت و درختچه و يا بوته‌هاي بزرگ- مثل گون- معمولاً برف را به خوبي نگه مي‌دارند. يكنواختي شيب بسيار خطرناك است. به همين خاطر معمولاً با خاكبرداري، لين شيب‌ها را پله‌پله مي‌كنند.
چه موقع خطر بهمن زياد مي‌شود؟
باد عامل بسيار مهمي در افزايش خطر سقوط بهمن است به ويژه اگر در چند روز گذشته به شدت وزيده باشد. باد موجب تلمبار شدن برف در برخي نقاط مي‌شود، ضخامت برف را افزايش مي‌دهد و باعث به وجود آمدن نقاب‌هاي برفي در خط‌اراس‌ها و گردنه‌ها مي‌شود. فراموش نكنيم كه عبوراز شيب‌هايي كه در بالايشان نقاب‌هاي برفي درست شده، فوق‌العاده خطرناك است.
بارش برف چون وزن اضافي بر مانتو برفي مي‌گذارد، ثبات آن را كاهش مي‌دهد. البته سقوط بهمن پس از بارش برف، بستگي به مقدار بارش، وزن مخصوص برف و شيب كوه دارد. با اين حال، به طور كلي مي‌توان گفت كه با ريزش 30 سانتيمتر برف جديد روي شيب‌هاي تند (بيش از 35 درجه) خطر جدي مي‌شود و با 80 سانتيمتر برف جديد، حتي شيب‌هاي متوسط هم خطرناك مي‌شوند.
هواي گرم و ملايم به سرعت لايه‌ها را به هم پيوند مي‌دهد و در نتيجه، خطر سقوط بهمن را كاهش مي‌دهد. به عكس، اگر اين گرما نسبتاً زياد باشد، خطر را افزايش مي‌دهد، زيرا برف را به قطرات آب تبديل مي‌كند و لايه‌هاي فوقاني برف روي اين قطرات مي‌غلتند و به پايين سرازير مي‌شوند. بارش كمي باران نيز چسبندگي برف را افزايش مي‌دهد، ولي اگر بارش از حدي بگذرد، مانتو برفي ثبات خود را از دست خواهد داد.
از اواسط فروردين به بعد، در ارتفاعات 3000 متر به بالا، تابش خورشيد مانتو برفي را- به ويژه جبهه‌هاي جنوبي- بي‌ثبات مي‌كند و در بعد از ظهرها، بهمن‌هاي آبكي سرازير مي‌شود.
سرعت بهمن
سرعت بهمن برف آبكي 55 تا 70 كيلومتر در ساعت، سرعت بهمن برف خشك 110 تا 140 كيلومتر در ساعت و سرعت بهمن‌پودر 220 تا 290 كيلومتر در ساعت مي‌باشد. همچنين، نيروي فشار حاصل از بهمن مي‌تواند به 20 تن برسد.
شكل‌هاي مختلف برف
شكل برف بستگي تام به دماي محيط دارد:
از 10 تا 5 درجه زير صفر، سوزني شكل، از 5 تا 10 درجه زير صفر، استوانه‌اي، بادامي شكل.
از 10 تا 13 درجه زير صفر، پهن، بادامي شكل، از 13 تا 17 درجه زير صفر، شش گوش، از 18 تا 25 درجه زير صفر، استوانه‌اي پهن. شكل برف از اين لحاظ مهم است كه ميزان چسبندگي و قدرت اتصال مانتو برف (توده برف) را تعيين مي‌كند و در نتيجه احتمال ريزش بهمن را كاهش يا افزايش مي‌دهد.
وزن برف
شخص مدفون زير بهمن تحت فشاري است كه وزن و ارتفاع بهمن بر او وارد مي‌كند. وزن يك متر مكعب برف بستگي به مقدار آب موجود در آن دارد.
برف‌پودر، 30 تا 60 كيلوگرم
برف فشرده سبك، 100 تا 200 كيلوگرم
برف شناور، 200 تا 300 كيلوگرم
برف خشك نشست كرده، 300 تا 400 كيلوگرم
برف آبدار نشست كرده، 400 تا 450 كيلوگرم
برف زيرين خشك، 400 تا 700 كيلوگرم
برف زيرين آبدار، 600 تا 800 كيلوگرم
با استفاده از آمار، كساني كه دچار بهمن شده‌اند، تعيين كرده‌اند كه با گذشت زمان احتمال زنده ماندن بهمن‌زده چقدر است. شخص مدفون در زير يك متر برف با گذشت زمان شانس زنده ماندنش به سرعت كاهش مي‌يابد.
به طور كلي مي‌توان گفت كه با گذشتن هر يك ساعت، شانس زنده ماندن نصف مي‌شود.
در ساعت اول، شانس زنده ماندن بهمن‌زده حدود 45 درجه است. در ساعت دوم شانس او به 28 درصد، در ساعت سوم به 18 درصد و در ساعت چهارم به 10 درصد كاهش مي‌يابد. به عبارت ديگر، از ساعت چهارم به بعد، تنها يك نفر از 10 نفر را مي‌توان از زير بهمن زنده خارج كرد. در ضمن اين نكته نيز قابل ذكر است كه از همان لحظات اول در اثر ضربه و فشار بهمن و اصابت به صخره و سقوط از بلندي و از اين قبيل صدمات، جان خود را از دست مي‌دهند.
بهمن‌زده هر قدر در عمق كمتري مدفون شده باشد، شانس بيشتري براي زنده ماندن دادر. به همين خاطر است كه توصيه مي‌كنند با شنا يا پرش كردن، سعي كنيم روي سطح بهمن باقي بمانيم. همان طور كه نمودار نشان مي‌دهد، در عمق كمتر از 50 سانتيمتر، شانس زنده ماندن به كمتر از 10 درصد مي‌رسد

دانستني هاي جغرافيا

دانستني هاي جغرافيا
1- علت پيدايش رنگين كمان اين است كه نورخورشيد با قطرات باران معلق موجود درهوا برخورد مي كند و قطرات باران مانند منشور عمل مي كند و نور خورشيد را تجزيه مي كند و رنگين كمان بو جود مي آيد .
2- اگردر نميكره شمالي فصل زمستان داشته باشيم در نيمكره جنوبي چه فصلي خواهد بود ؟ تابستان
3- اگر در نيمكره شمالي فصل پاييز داشته باشيم درنميكره جنوبي چه فصلي خواهد بود ؟ بهار
4- چيني ها مي گويند رابطه چين با امريكا به وضع هوا مي ماند .
5- بيشترين كاهش دما در شبانه روز معمولاً مربوط به ساعتها ي5 تا 7 صبح است چرا كه در روز زمين بوسيله خورشيد گرم مي شود و درشب بتدريج گرماي خودرا از دست مي دهدو معمولاً زمين در فاصله ساعتهاي 5 تا 7 صبح آخرين ذخيره هاي انرژي خودرا از دست مي دهد وبه همين دليل اين ساعات هوا سردتر است
6- گرماي وپژه آب 5 برابر خشكي است يعني آب 5 برابر خشكي گرما لازم داردتا گرم شود و به همين دليل آبها ديرتر گرم مي شوند وديرترنيز گرماي خود را از دست مي دهد و خشكي زودتر گرم مي شود و زودتر نيز گرماي خود را از دست مي دهد
7- برنج : اصل كلمه برنج به رنج بوده ، بد ليل اينكه با رنج و زحمت زيادي بدست مي آيد و بعد ها بخاطر گفتن زياد اين كلمه به برنج تغيير نام يافته است .
8- يزد به جنگل بادگير ها معروف است
9- اَخلمد : يكي از مناطق ييلاقي مشهد است . از آنجايي كه فرمانده سپاه اسلام در زمان فتح ايران خالدبن وليد بوده است، مي گويند شخصي در اين منطقه ييلاقي همزمان با فتح ايران بربالاي كوه رفته و به مردم اعلام كرده ، خَلد اَمد ( خالد آمد ) و از آن زمان نام اين منطقه را اَ خلمد گذاشته اند .
10- ارتفاع پرواز هواپيما را با پا مي سنجند و هر پا 30سانتي متر است مثلاً موقعي كه مي گويند هواپيما يي در ارتفاع ده هزار پايي پرواز مي كند يعني در ارتفاع 3000 متري است و در رابطه با دريا در مورد فاصله، مايل دريايي بكار مي برند كه هر مايل 1853 متر است
11- وجود درختان زياد در يك محل همراه با آب و همچنين وجود درياچه بزرگ دريك منطقه همراه با پوشش گياهي مي تواند يك ميكروكليما (آب و هواي محلي ) در مقياس كوچك درآن محيط ايجاد كند كه معمولاً آن محل در تابستان چند درجه از بقيه نقاط شهر خنك تر مي باشدكه درآن رابطه مي توان ازفلكه آبشار كاخك (فلكه خرمشهر ) و محدوده پارك آبي گناباد نام برد
12- طول مدت روزها به مدت شش ماه از اول تيرتا اول دي كاهش مي يابد و بر طول شب هااضافه مي شودو از اول دي ماه تا اول تير ماه طول روزها افزايش مي يابد و از طول شب ها كاسته مي شود
13- خور آسان : نام گذشته خراسان است كه از دوكلمه خور به معني خورشيد و آسان به معناي اينكه خورشيد راحت و آسان طلوع مي كند تشكيل شده است .
14- لوله كشي آب در حياط منازل دربسياري از شهرها يي شمالي ايران (كنار رود درياي خزر ) بيشتر بصورت روباز از كنار يا روي ديوار به قسمت داخل ساختمان هدايت مي شود و از آنجا كه رطوبت دريا در فصل زمستان باعث تعديل (تعادل) هو ا مي شود، معمولاً‌اين رطوبت مانع يخزدگي لوله هاي آب مي شود در حاليكه اين نوع لوله كشي درمناطق خشك و نيمه خشك ايران معمول نيست چرا كه هر چيزي كه يخ مي زندحجم آن حدوداً ده درصد افزايش مي يابد كه در اين حالت باعث تر كيدگي لوله ها مي شود.
15- بلغارستان درجهان به سرزمين لبنيات مشهور است اين كشور بيش از 150 نوع پنير توليد و صادر مي كندو اكثر مردم اين كشور بيش از 80 سال عمر دارند.و دليل آن را اين مي دانند كه صبح ها ماست زياد مصرف مي كنند
16- موقعي كه خورشيد،ماه و زمين در يك امتداد قرار مي گيرد،آب دريا بالا مي آيد و مد اتفاق مي افتد كه معمولاً به فاصله ي 180 درجه از محل مد ( در نقطه مقابل مد قبلي) مد ديگري اتفاق مي افتد و در دو طرف ديگرجزر اتفاق مي افتد . در اين زمينه مي توانيم زمين را مانند يك توپ فوتبال فرض نماييم ،موقعي كه از دو طرف كشيده شود(حالت مد) و دو طرف ديگر فرو رفته يا جمع تر مي شود كه حالت جزر پيدا مي كند.
17- كسوف ( خورشيد گرفتگي): زماني كه ماه بين زمين و خورشيد قرار مي گيرد و بنا براين ماه مانع رسيدن نور خورشيد به زمين مي شود .
18- خسوف : (ماه گرفتگي ) : زماني كه زمين بين ماه و خورشيد قرار مي گيرد و زمين مانع رسيدن نور خورشيد به ماه مي شود .

جغرافياي شهري

جغرافياي شهري
مقدمه:

جغرافياي شهري چيست؟
تعاريف مختلفي در رابطه با جغرافياي شهري بيان شده است كه به ذكر چند مورد از آنها مي‌پردازيم:

1) جغرافياي شهري روي نظام فضايي و موقع شهر تأكيد دارد و نظير ساير شاخه‌هاي علم جغرافيا، علل پراكندگي مكان‌هاي شهري، تشابهات و تناقضات اجتماعي- اقتصادي ميان آنها را در ارتباط با شرايط مكاني مطالعه مي‌كند.
بر اساس تعريف فوق، جغرافياي شهري موارد زير را تأكيد مي‌نمايد:
-نظام داخلي شهرها و ماهيت الگوها به ويژه كاربري زمين و حوزه‌هاي اجتماعي در شهرها.
-بررسي روند اين الگوها و شكل‌گيري آنها در طول زمان.

2) جغرافياي شهري درباره الگوهاي فضايي پديده‌هاي شهري، از نظر پراكندگي فضايي و نيز تأثير متقابل فضايي آنها مطالعه كرده و همچنين روندها را در داخل شهرها بررسي مي‌كند.

3) جغرافياي شهري، مطالعه جغرافيايي از شهرنشيني و حوزه‌هاي شهري است. در واقع، در جغرافياي شهري، در يك طرف جغرافياي سيستماتيك (نظام يافته) و در سمت ديگر جغرافياي ناحيه‌اي قرار مي‌گيرد. پايگاه جغرافياي شهري ميان اين دو شاخه اصلي جغرافيا قرار دارد.
جنبه‌هاي فضايي توسعه شهري از دو ديدگاه بررسي مي‌شود:

الف- درون شهري:
در اين قسمت، شهر به عنوان يك پديده مجزا و منفك در سيستم سكونتگاهي مطالعه مي‌شود كه مباحثي مثل: كيفيت كاربري زمين، مورفولوژي شهري و كاركرد شهر از آن جمله است.

ب- برون شهري يا تأثيرات متقابل فضايي يك حوزه شهري در حوزه شهري ديگر:
در اينجا تأثيرات مادر شهرهاي جهاني در مادر شهرهاي ملي، ناحيه‌اي و تأثيرات شهر مسلط به ساير شهرها و نواحي كشور و وابستگي فضايي شهر و ناحيه مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
هوم پراكندگي فضايي در جغرافياي شهري:
مفهوم آن شكل‌گيري پديده‌هاي شهري در سطوح خطي، شبكه‌اي، سطحي و نظاير آن مي‌باشد و در آن تأثير متقابل فضايي، آمد و شد روزانه از محل كار به مركز خريد، جابجايي محله مسكوني و مسكن در داخل شهرها و موضوعاتي از اين قبيل بررسي مي‌شود.

قلمروهاي جغرافياي شهري:
شهرنشيني و شهرگرايي، سكونتگاه‌هاي انساني را شكل دوباره مي‌بخشد.شهرنشيني علت و محصول تغييرات مهمي است كه از پراكندگي جغرافيايي مردم و فعاليت‌هاي اجتماعي- اقتصادي آنها در مكان ويژه‌اي به وجود مي‌آيد. شايد بتوان پديده شهر و شهرنشيني را بدين شرح مورد بررسي قرار داد:
1-شهرنشيني به منزله تسلط امر تراكم در همه سازمان‌ها، مؤسسات، واحدهاي مسكوني و افزايش جمعيت مكان‌هاي ويژه.
2-شهر به عنوان كانون اصلي عرضه خدمات به جمعيت متراكم در شهر و منطقه نفوذ آن.
3-شهر به عنوان تمركز فعاليت‌هاي اقتصادي غير كشاورزي در سكونتگاه‌هاي انساني.
4-شهرنشيني به عنوان تسلط شيوه خاص زندگي و بيانگر سير مدنيت و تمدن جوامع انساني.

شکل بالا همپوشي رشته هاي علمي در برخورد با شهر را نشان مي دهد
بدون شك، هيچ شاخه علمي، مثل جغرافيا، اين چنين گسترده با شهر و زندگي شهري برخورد نمي‌كند.
در دوره‌هاي گذشته به طور سنتي جغرافياي شهري از موقع، موضع، وسعت، شكل، كاركرد، مورفولوژي و سازمان‌هاي داخلي شهرها بحث مي‌كرد. اما به موازات توسعه شهرها، افزايش جمعيت شهرهاي بزرگ، ظهور مسائل گوناگون و پيچيده اجتماعي- اقتصادي در داخل شهرها، ورود شهرهاي بزرگ جهان سوم به سيستم اقتصادي جهاني ابعاد تازه‌اي در جغرافياي شهري به وجود آمد و تحليل دقيق سياسي و اجتماعي را در قلمرو جغرافياي شهري سبب گرديد.
امروزه جمعيت‌يابي شديد شهرها به همراه مسائل اجتماعي- اقتصادي آنها شكل كاملاً تازه‌اي از شهر، شهرنشيني و شهرگرايي به وجود آورده است، از اين رو امروزه، در بررسي‌هاي جغرافيايي شهرها، از ايدئولوژي حاكم بر شهرها، تحليل تصميمات حكومتي در ارتباط با خلق فضاي فيزيكي و اجتماعي شهرها وابستگي به اقتصاد جهاني براي بررسي مسائل مهم شهرهاي جهان سوم، عدالت اجتماعي، كيفيت دسترسي مردم شهرها به نيازهاي اساسي، مكان‌گزيني همه سازمان‌ها و تأسيسات شهري نظير كارخانه‌ها، پارك‌ها، بيمارستان‌ها، مناطق مسكوني، مناطق تجاري و صنعتي، مناطق فرهنگي، فرودگاه‌ها و ترمينال‌هاي مسافربري، مدارس، درمانگاه‌ها، منطقه گذران اوقات فراغت، حوزه‌هاي اجتماعي، علل دو قطبي شدن جهان سوم و ده‌ها موضوع شهري در ارتباط با فضاي شهري سخن به ميان مي‌آيد. از اين رو، جهت‌گيري جغرافياي شهري، براي ورود به قلمروهاي تازه، كاملاً با اقتصاد سياسي،و نظام‌هاي حكومتي پيوند مي‌خورد.
تا نيمه اول قرن بيستم به سبب افزايش جمعيت شهرها، ايجاد شهركهاي جديد با 5000 نفر جمعيت و حداكثر تا 40000 نفر لازم مي‌نمود؛ اما هم‌اكنون شهركهاي اقماري شهرهاي بزرگ در حدود 250000 نفر و حتي گاهي تا 400000 نفر را در خود جاي مي‌دهند. در نتيجه بر خلاف سابق كه مكان‌هاي شهري در برابر مكان‌هاي روستايي قرار مي‌گرفت، امروزه سيستم‌هاي شهري به صورت حوزه‌هاي مادر شهري منطقه شهرنشين، مجموعه‌هاي شهري و بالاخره به شكل مگالاپليس (Megalopolis) ظاهر مي‌شوند كه در تمام آنها مادر شهرها، شهرهاي بزرگ، شهرهاي مياني، شهركها و روستاها، در داخل مجموعه‌ها و سيستم‌هاي سلسله مراتبي قرار مي‌گيرند و يك واحد منسجم و به هم پيوسته شهري را تشكيل مي‌دهند كه از شرايط سيستمي تأثير مي‌پذيرند و برخوردي سيستمي مي‌طلبند.


«مگالاپليس»
اين سيستم شهري و سلسله مراتبي نه تنها به ناحيه جغرافيايي شهر سامان مي‌دهد بلكه در جهان سوم از سيستم‌هاي مادر شهرهاي جهاني شديداً نيرو مي‌گيرند؛ پس امروزه در جغرافياي شهري، درباره شهرها با توجه به ناحيه شهر و رابطه آن با ديگر نواحي جغرافيايي جهان مطالعه مي‌گردد و ابعاد جغرافياي شهري با سياستهاي جهاني و ناحيه‌اي پيوند داده مي‌شود.
در جغرافياي شهري سنتي، روي شرايط طبيعي، موقع و يا تنها به مورفولوژي شهرها تأكيد مي‌شد. امروزه در جغرافياي شهري، از شرايط فيزيكي حاكم بر شهرها دور مي‌شود و به جاي آن، همه پديده‌هاي شهري ذر ارتباط با ايدئولوژي اهداف نظام‌هاي حكومتي، شرايط اجتماعي و اقتصادي مورد مطالعه قرار مي‌گيرد، زيرا محيط ساخته شده شهري و ساخت فضايي از سياست نظام‌هاي حكومتي منشأ مي‌گيرد و گروه‌هاي انساني و فعاليت‌هاي اجتماعي- اقتصادي آنها را در نقاط معين شهري جاي مي‌دهد. به سخن روشن، در زمان ما، اين ساخت طبيعت شهر نيست كه ساخت داخلي شهرها و مورفولوژي آنها را شكل مي‌دهد بلكه اين شرايط داخلي داخلي شهرها متأثر از ارزش‌هاي اجتماعي- اقتصادي نظام حاكم بر كشورها است كه كيفيت كاربري زمين و سياستهاي برنامه‌ريزي شهري را تعين مي‌كند. از اين رو جغرافياي شهري جديد، با تحليل ارزش‌هاي اجتماعي- اقتصادي كشورها، ساخت فضايي شهرها را بررسي مي‌كند، و در نهايت ملاحظه مي‌شود كه ارزش‌هاي اجتماعي، متأثر از تفاوت‌هاي فرهنگي، مورفولوژي شهري و شرايط زندگي در شهرهاي بزرگ را به شكل‌هاي گوناگون سامان مي‌دهد.
مورفولوژي شهر همواره با كاركرد آن پيوند محكمي دارد. انتقال صنايع از بخش‌هاي مركزي شهرها به فضاهاي بيروني و حومه‌ها مي‌توانند فعاليت و كاركرد كتابخانه‌ها، موزه‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس و بيمارستان‌ها را را افزايش دهد و به همراه آن مورفولوژي بخش مركزي شهرهاي بزرگ نيز دچار دگرگوني شود. اين نتيجه به دست مي‌آيد كه در زمان ما تغييرات اجتماعي و اقتصادي سريعتر از تغييرات فيزيكي صورت مي‌گيرد و محيط زيست انساني نه از تغييرات فيزيكي بلكه از تغييرات اجتماعي تأثير فوري مي‌پذيرد. مطالعه و تحليل اين تغييرات اجتماعي- اقتصادي در ارتباط با ساخت فضايي شهر مورد تأكيد جغرافياي شهري مي‌باشد. از اين رو امروزه در جغرافياي شهري، مفاهيم رشد و توسعه شهر به عنوان فرآيند اجتماعي و سياسي بيش از ساير موضوعات بررسي و مطالعه مي‌شود.
مطالعه تطبيقي در جغرافياي شهري:
در جغرافياي شهري، مطالعه تطبيقي از شهرها، جغرافيدان را از جنبه‌هاي مختلف به افق‌هاي تازه‌اي مي‌كشاند و او را با تضادها و گوناگوني‌هاي اجتماعي- اقتصادي در شهرها آشنا مي‌سازد. جغرافيدانان در مطالعه تطبيقي به ريشه‌هاي نابساماني‌هاي شهري پي مي‌برد و سياست‌گزيني مسئولين امر را در حل مسائل شهري به تحليل مي‌كشد.
در مطالعه تطبيقي، جغرافيدان، مثلاً در امر سياست خانه‌سازي، به جاي نسخه‌برداري از الگوهاي خارجي با توجه به شرايط اجتماعي- اقتصادي جامعه خود ميان الگوها، سياست منطقي را انتخاب مي‌كند. به طور كلي در جغرافياي شهري مطالعه تطبيقي كه در واقع تحليل نظريه‌هاي مختلف در موضوعات و مسائل شهري خواهد بود، از چند نظر داراي اهميت است:
-در مطالعه تطبيقي، آگاهي از تضادها و پيشرفت‌ها و در نتيجه ريشه‌يابي آنها يك نوع تكان فرهنگي براي جغرافيدانان خواب‌آلود محسوب خواهد شد.
-جغرافيدان در مطالعه تطبيقي مي‌تواند به بهره‌گيري نظريه‌اي در موضوع خاص بپردازد. به عبارت ديگر، مطالعه تطبيقي به جغرافيدان اين امكان را مي‌دهد كه در مسائل شهري ميان تضادها و و تفاوت‌هاي موجود به اين واقعيت پي ببرد كه چه چيزي در حل مسائل، اساسي و چه چيزي غير اساسي است.
-در جغرافياي شهري، مطالعه تطبيقي به تحليل تطبيقي مي‌انجامد و تحليل نظريه‌هاي اجتماعي را در شناخت مسائل شهري قوت مي‌بخشد و حتي بدون اين تحليل‌هاي نظريه‌اي جغرافياي شهري به صورت جغرافياي توصيفي در مي‌آيد.
با توجه به موارد بالا، در جغرافياي شهري تحليل تطبيقي نمي‌تواند شامل يك كشور خاص گردد زيرا براي يك كشور غالباً شرايط واحد اجتماعي و اقتصادي حاكم مي‌باشد.

ابعاد اجتماعي و اقتصادي جغرافياي شهري:
در زمان ما، جغرافياي شهري، ابعاد اقتصادي، سياسي و اجتماعي عميقي به خود گرفته است و در اين راستا، حتي برخي از جغرافيدانان به ابعاد فضاي شهري اهميت كمتري مي‌دهند. بدينسان كه جغرافيدانان شهري به تحليل رويدادهاي شهري و كيفيت زندگي مردم بيش از ماهيت فضايي شهر اهميت مي‌دهند؛ زيرا اين روند سياسي و اقتصادي است كه پيكربندي‌هاي فضايي شهر را سامان مي‌بخشند و شهرهاي متفاوتي را به وجود مي‌آورند.

مدل سيستم اجتماع شهري
از طرفي عده‌اي از جغرافيدانان نيز علاوه بر به كارگيري نظريه‌هاي اجتماعي، مكتب‌هاي فلسفي و جامعه‌شناسي را نيز وارد مطالعات جغرافياي شهري مي‌كنند. پس لازم است كه در تحليل روابط ميان فعاليت‌هاي انساني و ساخت فضايي شهر از طريق مكتب‌هاي سياسي و تحليل نيروهاي جهاني به بررسي پرداخت تا تفاوت‌ها و قطب‌بندي‌هاي فضايي- مكاني كاملاً شناخته شود.
بين‌المللي شدن سرمايه، تنها يكي از ابعاد جديد ساخت جهاني است كه قادر است در تجديد سازمان فضايي توليد به همراه تكنولوژي پيشرفته حمل و نقل و ارتباطات مكان‌يابي مجدد توليد را از طريق اقتصاد جهاني عملي سازد. بدينسان ملاحظه مي‌شود كه رقابتهاي مادرشهرهاي جهاني به آينده اقتصاد سياسي ملي و اقتصاد سياسي بين‌المللي وابسته مي‌گردد.
نتيجه آنكه عامل اصلي در ساخت شهرها با تصميمات سياسي در سطح محلي و جهاني ارتباط پيدا مي‌كند. به سخن ديگر هرفضاي جغرافيايي، هر چشم‌انداز جغرافيايي و هرمحيط ساخته شده، از شرايط سياسي، اجتماعي و اقتصادي در سطوح محلي، ناحيه‌اي و جهاني تأثير مي‌پذيرد و شكوفايي، ركود و توقف اقتصادي، توسعه اجتماعي و كيفيت زندگي مردم در شهرها با شرايط فوق ارتباط پيدا مي‌كند. اين شرايط مي‌تواند شهرها را به صورت دو قطبي در آورد كه در يك سمت آن، منطقه پر‌رفاه قرار مي‌گيرد و در طرف ديگر شهر، سالمندان كم درآمد، بي‌خانمانان شهري، اقليتهاي قومي – نژادي و منحرفين اخلاقي، در دنيايي جدا از منطقه پر رفاه شهر به زندگي خود ادامه مي‌دهند.

باد ديز باد ، قطب آينده انرژي در خراسان رضوي

باد ديز باد ، قطب آينده انرژي در خراسان رضوي

باد محلي ديزباد از جمله بادهاي مهم در استان خراسان رضوي است كه در قسمتهايي از شهرستانهاي نيشابور و مشهد مي وزد و با توجه به شرايط مناسبي كه دارا مي باشد ، يك باد اقتصادي محسوب مي گردد . اين باد با گسترش تفكر استفاده از انرژي هاي نو در سطح جهان و كشور بعنوان كانون تامين انرژي آينده منطقه مد نظر قرار گرفته است .
نگارنده در اين مقاله كوتاه كه بيشتر آن را از پايان نامه كارشناسي ارشد خود استخراج كرده ؛ قصد دارد تا همكاران گرامي بصورت كوتاه از وضعيت اين باد و شرايط آن براي توليد انرژي آماده شوند . اميد است مورد توجه قرار گرفته و نگارنده را از خطاهاي احتمالي ، آگاه نموده تا ضمن تبادل علمي ، شناخت بيشتر و بهتري نسبت به يكي از پديده هاي جغرافيايي منطقه خود پيدا نماييم .
1- موقعيت جغرافيايي منطقه وزش باد
اين منطقه در جنوب شرقي و جنوب شهرستان نيشابور در جنوب ارتفاعات بينالود واقع شده است و به لحاظ مختصات جغرافيايي بين درجه 35 و 55 دقيقه تا 36 درجه و 10 دقيقه عرض شمالي و درجه 58 و 54 دقيقه تا 59 درجه و 26 دقيقه طول شرقي محدود مي باشد . از نظر آب و هوايي جزو مناطق نيمه بياباني است . ارتفاع متوسط اين منطقه از سطح دريا تقريباً 1300متر مي باشد كه از شرق به غرب بين 1455 تا 1150 متر اختلاف ارتفاع را نشان مي دهد . شرايط توپولوژي منطقه و همجواري آن با رشته كوههاي بينالود در راستاي شرق به غرب در سمت شمال و ارتفاعات منطقه فريمان و تربت حيدريه در جنوب ، يك دالان طبيعي باد تحت تاثير اختلاف فشار هوا را ايجاد نموده است . اين دالان از حوالي روستاي امام تقي ( بخش احمد آباد مشهد ) شروع مي شود ، در گستره تقريبي خود از جنوب شهرستان هاي نيشابور و سبزوار عبور كرده و به كوير مي پيوندد. اين باد علاوه بر دشت ديز باد ( كه قسمتي از دشت نيشابور است)، بخش هاي زبرخان ، مركزي ، تحت جلگه، ميان جلگه و طاغنكوه نيشابور را تحت تاثير قرار مي دهد . البته در نواحي كوهپايه اي و كوهستاني شمال و جنوب شهرستان نيشابور اين باد سرعت چنداني پيدا نمي كند .
2- ويژگيهاي باد
باد محلي ديزباد يا تيز باد با جهت شرقي – غربي مي وزد و اثرات فرسايشي آن در جنوب دشت نيشابور و تمايل درختان كوچك و بزرگ به سمت غرب نشان از قدمت اين باد دارد .
باد ديز باد داراي دو نوع نوسان عمده است : 1- نوسان فصلي 2- نوسان روزانه
1- نوسانات فصلي : سرعت باد در حوالي نيمه شب كم شده و تا اوايل صبح ادامه دارد و در نيم روز سرعت باد به بيشترين مقدار خود مي رسد .
عرض متوسط دالان باد حدود هفت كيلومتر است كه در ناحيه دهانه آن ( اطراف روستاهاي امام تقي و حسين آباد رازان ) به حدود چهار كيلومتر مي رسد . گستره طولي و قابل استفاده آن در راستاي شرق به غرب به بيش از 50 كيلومتر مي رسد ( يعني تا نواحي جنوب غربي نيشابور ) . اين باد در طول سال تغيير جهت ناچيزي دارد. باد ديز باد حدود هشت تا نه متر در ثانيه سرعت دارد و تداوم وزش آن بيش از
ساعات سال مي باشد . در سطح جهان بادي اقتصادي تلقي مي شود كه حدود 6 متر در ثانيه سرعت داشته و در، دوسوم ايام سال جريان داشته و جهت نسبتاً ثابت داشته باشد . با توجه به اينكه انرژي و قدرت توليدي باد با توان سوم سرعت مناسب است(1) و سرعت باد ديزباد زياد است ، مسلماً توليد انرژي بسيار بالا خواهد بود . پس مي توان اين نتيجه را گرفت كه اين باد كاملاً اقتصادي است . ( بازده توربين هاي بادي به شدت و سرعت باد بستگي دارد )
3- مزايا و معايب باد
مهمترين مزيت اين باد مناسب بودن آن براي توليد انرژي برق است . همچنين در تابستان تا حدود زيادي به تعديل و لطافت هوا در مناطق مياني و شمالي دشت نيشابور كمك مي كند . اين امر را در برخي روزهاي تابستان كه باد نمي وزد مي توان در مناطق روستايي ديد كه گرما مردم را كلافه مي نمايد .
همچنين در گذشته براي جدا كردن كاه از دانه در خرمنهاي گندم وجو و ... در كشاورزي سنتي استفاده مي شده كه هنوز هم كم و بيش كاربرد دارد .
اما از معايب آن :
1- تبخير شديد ، كه مهمترين عيب اين باد است و رطوبت سطحي زمين را به سرعت از بين مي برد و براي محصولات كشاورزي آفت محسوب مي گردد . 2- آسيب رساني به محصولات زراعي و باغي از طريق شكسته شدن ساقه محصولاتي مانند گندم و جو ، ريختن ميوه ها و شكسته شدن شاخه درختان مثمر و غير مثمر و وارد شدن خسارات به تاسيسات ( قطع برق ، تلفن ، سقف و ديوار منازل روستايي و... )
3- ايجاد گرد و غبار ( آلودگي طبيعي هوا ) بويژه در اطراف كال شور و بخش هاي جنوبي دشت نيشابور كه باعث بوجود آمدن برخي بيماريهاي چشمي ، پوستي و تنفسي در روستاهاي اين قسمت مي گردد .
4- حركت روان و فرسايش خاك كه بويژه در بخش ميان جلگه و جنوب بخش زبرخان به خوبي ديده مي شود .
4- طرح مطالعاتي نيروگاه بادي دشت ديز باد
بشر از ديرباز به طور سنتي از انرژيهاي تجديد پذير استفاده كرده است . آسياب هاي بادي قديمي در ايران و ساير كشورهاي بادخيز و به خصوص معماري سنتي ايران خود حكايت از بكارگيري انرژيهاي تجديد پذير در زمان هاي گذشته مي نمايد . ( در 2200 سال قبل اولين آسياب بادي به نام ايرانيان در اختراعات جهان ثبت شد ) .
تحولات جهاني در زمينه توجه به حفظ محيط زيست و فناپذير بودن منابع انرژي فسيلي ، گرايش استفاده از انرژيهاي تجديد پذير را سرعت بخشيده است و روز به روز توجه بيشتري را به خود معطوف مي دارد . انجام كارهاي تحقيقاتي نمونه سازي و توليد انبوه در شرايط حاضر زمينه را براي توجه هر چه بيشتر و اقتصادي نمودن انرژيهاي تجديد پذير به خصوص در برخي از شاخه هاي آن از جمله انرژي باد فراهم نموده است . استفاده از باد براي توليد انرژي برق براي اولين بار در سال 1931 ميلادي توسط روسها در كناره درياي سياه و با استفاده از توربيني به قدرت KW 100 انجام گرفت و بعد از دوره اي تحول و پس از بحران انرژي 1973 ميلادي كار تحقيق و ساخت توربين هاي بادي با شتاب بيشتري ادامه يافت . طبق محاسبات انجام شده ، عامل انرژي باد در كره زمين به 1800 تراوات ( هر تراوات معادل 10 به توان 12 وات ) مي رسد . از اين مقدار حدود 10% خشكي و بقيه در سطح اقيانوسها پراكنده اند . اگر مصرف انرژي سكنه زمين را 10 تراوات به حساب بياوريم ، حدود 6/.% كل انرژي باد مي تواند جوابگوي احتياجات ساكنين كره زمين باشد .
امروزه كاربرد توربين هاي بادي مورد توجه جدي محافل علمي و صنعتي و اقتصادي قرار گرفته است به گونه اي كه ظرفيت نصب شده توربين هاي بادي جهان از 5500 مگاوات در اواسط سال 1996 در سپتامبر 1999 در 37 كشور جهان به اندكي بيش از 12310 مگاوات توليد رسيده است . ايران در اين ميان با 11 مگاوات توليد برق بادي مقام 26 دنيا را دارا مي باشد . ‌‌‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍
با توجه به وجود باد مناسب و اقتصادي در منطقه نيشابور از اوايل دهه 1370 شمسي ، توسط جهاد دانشگاهي مشهد و جهاد سازندگي خراسان پيشنهاد مطالعات ايجاد نيروگاه مطرح گرديد .

در ابتداي امر به دليل نبود ايستگاه هواشناسي در منطقه مورد مطالعه ( دشت ديزباد ) از اواخر سال 1374 كار مطالعاتي بادسنجي با نصب دستگاههاي ثبات دار توسط جهاد سازندگي در ارتفاع 20 متري از سطح زمين آغاز شد . اطلاعات ايستگاه بادسنجي حسين آباد رازان كه در سالهاي 75 و 76 جمع آوري شده بود ايجاد نيروگاه و مزرعه بادي2 در دشت ديزباد را از نظر اقتصادي توجيه كرد . و بعد از انجام مذاكره با يك شركت آلماني مجري طرحهاي نيروگاههاي بادي ، دو واحد نيروگاه بادي بصورت آزمايشي در منطقه احداث شد و ايجاد مزارع بادي ( 2 ) در برنامه آينده قرار گرفت . در طرح مطالعاتي پنج مزرعه بادي پيش بيني شده است كه عبارتند از :
مزرعه شماره يك در روستاي حسين آباد ، مزرعه شماره دو در نيم گره ، مزرعه شماره سه روستاي ديز باد سفلي مزرعه شماره چهار و پنج در جنوب غربي روستاي ديزباد بين روستاهاي نو بهار ، اسلام آباد ( چاه ده اينچي ) و ديزباد .

نيروگاههاي بادي مورد مطالعه مانند نيروگاههاي بادي منجيل در استان گيلان متصل به شبكه سراسري برق نيست ، بلكه يك تكنولوژي جديد در جهان است يعني مستقل از شبكه برق . اين نيروگاهها براي تامين برق چاههاي كشاورزي و روستاهاي كوهستاني بوجود آمده است و تكنولوژي آن همپايي كشور آلمان – مخترع اين طرح – پيش مي رود و در جهان پديده اي كاملاً جديد است .
وجود جاده اصلي مشهد – تهران و راه آهن در دست ساخت مشهد – بافق كه از ميانه دشت عبور مي نمايد ، پارامتر مثبتي براي نصب نيروگاههاي بادي در منطقه است . علاوه بر آن راههاي شوسه متعددي به منظور دسترسي به چاههاي كشاورزي دشت احداث گرديده است .
دشت ديزباد و دشت هاي همجوار آن به لحاظ كشاورزي و منابع آب زيرزميني از غناي بسيار مناسبي برخوردارند . به گونه اي كه فقط در 1000 كيلومتر مربع، تعداد 542 حلقه چاه كشاورزي وجود دارد كه فقط 26% آنها در حال حاضر( 1380 سال ) از طريق شبكه برق تغذيه مي شوند و بقيه از موتورهاي ديزلي كه برخي با فرسودگي ناشي از عمر زياد و عدم نگهداري صحيح ، مشكلات فراواني را براي كشاورزان فراهم آورده اند ، استفاده مي كنند . به طور متوسط مصرف روزانه هر موتور بين 500 تا 700 ليتر گازوييل و شش تا هفت ليتر روغن مي باشد ،كه در صورت برقي شدن اين چاه ها ( بويژه از طريق نيروگاهها بادي ) سالانه از سوخت صدها هزار ليتر گازوييل و روغن جلوگيري خواهد شد .
علاوه بر مصرف انرژي در روستاهاي منطقه ، طرح ايجاد شهر جديد بينالود با كاربري صنعتي – مسكوني به وسعت پنج هزار هكتار و حدود 300 هزار نفر جمعيت ، بار قابل ملاحظه اي در منطقه ايجاد خواهد نمود كه ضرورت تدوين برنامه اي جامع براي تامين انرژي را حتمي مي نمايد و انرژي فراوان باد دشت ديزباد مي تواند كانالي مطمئن براي تامين برق و انرژي باشد .
بر اساس يك ميانگين و شكل خاص باد ، يك واحد توربين بادي kw 500 با ، بادي كه حدود هشت متر در ثانيه سرعت دارد مي تواند 1800 كيلو وات برق در سال توليد كند ، همين توربين در منطقه ديز باد با توجه به سرعت بالاي باد مي تواند 2000 كيلو وات برق توليد نمايد . و بر اساس يك پيش بيني باد ديزباد توان توليد سالانه 4320 مگاوات برق را دارد . لذا اين منطقه و نيروگاههاي بادي آينده آن قابليت اتصال به شبكه سراسري را دارند و غير از نيروگاههاي مستقل از شبكه كه فعلاً در طرح برنامه قرار دارند بايد نيروگاههاي بادي متصل به شبكه سراسري هم مورد توجه قرار گيرند و اين امري است كه بايد مسئولين طرح بويژه سازمان انرژيهاي نو وابسته به سازمان انرژي اتمي ايران آن را مد نظر قرار دهند .
طرح ايجاد مزارع بادي ديزباد اكنون دوره مطالعات و احداث را پشت سر مي گذارد( 3 ) و در اين راه عدم تامين ارزي ، بروكراسي اداري و گمركي در وزارتخانه هاي صنايع ، جهاد سازندگي ، بازرگاني و امور اقتصادي و دارايي ، عدم همكاري شركت آلماني در برخي دوره ها ، از مهمترين مشكلات پيش روي مي باشد . با توجه به گسترش و جريان باد ديز باد در جنوب دشت نيشابور ، اين قسمتها نيز توان و ظرفيت ايجاد نيروگاه بادي را دارند و از نظر ويژگيهاي طبيعي تقريباً شرايط همساني با دشت ديز باد را دارند . اميد است كه با مطالعه اين بخش و با ايجاد نيروگاه بادي ، حداكثر استفاده از اين منبع لايزال الهي بشود .
يادداشت ها :
1- قدرت توليد با توان سوم سرعت متناسب است . بر اساس فرمول p v p= cv
يعني اگر باد 6 متر در ثانيه سرعت دارد در توان سوم سرعت مي شود ( 216 = 6 ) ولي اگر فقط يك متر به اين سرعت اضافه گردد مي شود ( 343 = 7 ) كه مقدار اختلاف آن با 6 متر سرعت خيلي بيشتر مي شود و از آنجا كه باد ديزباد 8 متر سرعت دارد ( يعني دو متر بيشتر از بادهاي اقتصادي ) پس مقدار انرژي توليدي آن خيلي زياد خواهد بود .
2- مزرعه بادي : شامل تاسيسات مربوط به گروهي از ماشين هاي بادي است كه در آرايش منظمي در يك ناحيه محدود و مناسب جهت توليد الكتريسيته مورد استفاده قرار گيرند .
3- در سال 1381 ، 5 دستگاه از توربينهاي بادي منطقه در شرق شهر جديد بيناود به بهره برداري رسيد كه به مرور تعداد واحد هاي نيروگاه بادي بينالود به 46 مورد افزايش خواهد يافت .
منابع مورد استفاده


1- سازمان جهاد كشاورزي خراسان رضوي ، اداره برق و انرژي ، جزوه باد در خراسان 1377
2- سازمان جهاد كشاورزي خراسان رضوي ، اداره برق و انرژي ، طرح تفصيلي ايجاد مزارع بادي ديزباد نيشابور 1377
3- مصاحبه با آقاي مهندس ياقوتي نيا ، كارشناس انرژي اتمي جهاد كشاورزي خراسان ، 1/5/ 1379
4- كاوياني ، دكتر محمد رضا ، توربين هاي بادي و ارزيابي پتانسيل باد در ايران ، فصلنامه تحقيقات جغرافيايي شماره 36 ، بهار 1374
5- تاجيك ، محمد ، بررسي هاي قابليتها و موانع توسعه در شهرستان نيشابور از ديدگاه جغرافياي سياسي ، پايان نامه كارشناسي ارشد ، دانشگاه تهران ( گروه جغرافيا ) ، بهمن

«رودخانه و سد بار»

«رودخانه و سد بار»

1-آشنايي با مشخصات رودخانه
رودخانه بار از كوه هاي بينالود در شمال غربي شهرستان نيشابور سرچشمه مي گيرد و يكي از سرشاخه هاي رود كالشور نيشابور است.
سرچشمه اصلي اين رود، كوه و چشمه پرآبي است كه آبشار زيباي بار را تشكيل داده و به دليل شرايط مناسب ارتفاع و آفتابگير نبودن، تا اواخر بهار داراي برف بوده كه ذوب تدريجي برف ،آب اين رودخانه را تامين مي كند. البته در مسير چند چشمه ديگر به اين رود مي پيوندند. اين رودخانه تا حدود 20 كيلومتري سرچشمه در داخل كوهستان بوده و حالت دايمي دارد كه در اين مسير از شهر بار و روستاهاي اريه، دامنجان، چهارباغ و خانلق عبور مي كند. در سه كيلومتري جنوب روستاي خانلق رود، وارد منطقه هموار و دشت شهرستان تحت جلگه مي شود و حالت فصلي به خود مي گيرد. مسافتي حدود 35 كيلومتر اين گونه بوده و در نزديكي روستاي رهن كاريز از توابع بخش مركزي شهرستان تحت جلگه به رود فصلي كالشور نيشابور مي پيوندد. در اين قسمت به دليل فراهم شدن خاك هاي آبرفتي و حاصلخيز در طول زمان هاي گذشته، روستاها و اراضي كشاورزي زيادي به وجود آمده است. سيلاب (حالت فصلي) رودخانه بار به كالشور مي رسد.
رودكالشور بزرگترين رودخانه فصلي دشت نيشابور و منطقه تحت جلگه است و نقش زهكش (خارج كننده آبهاي روان و سطحي) تمام حوضه را بر عهده دارد. اين رود از ارتفاعات كوه قرمزي، كوه تخت شاه و ديزباد در شرق نيشابور و دامنه هاي شمالي كوه چهل تن در بخش كدكن تربت حيدريه سرچشمه مي گيرد و با عبور از ميانه دشت شهرستان نيشابور و حاشيه جنوبي شهرستان تحت جلگه در شمال غربي روستاي حصارسرخ از توابع بخش ميان جلگه نيشابور از منطقه خارج و وارد دشت سبزوار مي گردد و سپس با عبور از اين منطقه و با پيوستن كالشور جوين و كالشور جاجرم به آن، با نام كالشور سبزوار يا ابريشم رود به نمكزارهاي دشت كوير در جنوب شاهرود فرو مي رود. اين رود فصلي از سرچشمه تا دشت كوير مسافتي حدود 350 كيلومتر را طي مي كند. در محل روستاي حسين آباد جنگل (بخش ميان جلگه نيشابور) يك ايستگاه هيدرومتري (آب سنجي) بر روي اين رود فصلي ايجاد شده است كه حجم متوسط سالانه آب آن را حدود 47 ميليون مترمكعب نشان مي دهد. حوزه آبريز اين رود تا محل ايستگاه حدود 7300 كيلومتر مربع است. و ميزان هدايت الكتريكي (املاح آب) حدود 12000 ميكرومهوس بر سانتي متر را نشان مي دهد و همچنانكه از نام آن پيداست شور بوده و غير قابل مصرف است.
در مسير رودخانه بار از سال 1329 ايستگاه هيدرومتري (آب سنجي) در محل روستاي اريه حداث شده كه وسعت حوزه آبريز رودخانه بار تا محل اين ايستگاه حدود 119 كيلومتر مربع است و بالاترين ارتفاع 2900 متر (كوه هاي اطراف آبشار بار) و كمترين ارتفاع در محل ايستگاه 1530 متر از سطح دريا مي باشد. شيب متوسط رودخانه 4 درصد و متوسط حجم جريان سالانه آن در محل ايستگاه حدود 28 ميليون متر مكعب است.
كيفيت آب آن براي مصارف شرب و كشاورزي خوب است، به طوري كه آب آشاميدني شهر بار از محل سرچشمه (آبشار) تامين مي گردد و هزاران هكتار باغ و زمين كشاورزي حاشيه اين رودخانه، از آب آن آبياري مي شوند. ميزان بيشترين و كمترين هدايت الكتريكي آن به ترتيب 810 و 258 ميكرومهوس بر سانتي متر مي باشد.
مهمترين رودي كه به رودخانه بار مي پيوندد رود طاغان است.
رودخانه طاغان كه از جنوب شهر بار و شرق روستاي طاغان و نزديكي روستاي درخت جوز و كوه هاي بينالود سرچشمه مي گيرد، پس از طي مسافتي حدود 10 كيلومتر در روستاي چهارباغ به رودخانه بار مي پيوندد. اين رودخانه در بالا دست حالت دايمي دارد و در ايام پر آبي فصل بهار و سيلابها به رودخانه بار مي پيوندد كه در نهايت به كالشور نيشابور مي ريزد. در روستاي طاغان يك ايستگاه هيدرومتري از سال 1348 فعال است. وسعت حوزه آبريز رودخانه تا محل ايستگاه 102 كيلومتر مربع است و شيب متوسط حوزه به 5/7 درصد مي رسد و متوسط حجم سالانه آن حدود 18 ميليون مترمكعب است. كيفيت آب آن شبيه رودخانه بار است و براي مصارف كشاورزي و شرب مناسب است.

2- نگاهي به تاريخچه ساخت سد بار
بشر همواره در فكر اين بوده است تا راه حل هاي مختلف براي استفاده هر چه بيشتر از آب را بياموزد و از نيروي آن بهره برداري كند. توسعه دهانه چشمه ها، احداث كانال هاي انشعابي از رودخانه ها، حفر قنات ها، احداث بند و استفاده از نيروي آب براي به حركت در آوردن توربين هاي ساده و گرداندن سنگ آسياب نمونه هايي است از فعاليت هايي كه در اين زمينه صورت گرفته است. روشن است كه امروزه دامنه اين قبيل فعاليت ها افزايش يافته و بهره برداري از نيروي آب به صورت هاي گوناگون، پيشرفت شگرفي نموده است، با اين احوال فعاليت هاي انسان در گذشته، در اين راه زياد و قابل توجه بوده است.
در ايران و خراسان نيز دامنه فعاليت ايرانيان قديم، بويژه در احداث بند و حفر قنات چشمگير است. در سرزمين خراسان وجود بندها و كانال هاي انتقال آب كه بيشتر آنها متروك و غير قابل استفاده شده اند نشان مي دهد كه در گذشته علوم معماري و آب شناسي پيشرفت داشته و مردم به خوبي از حل مشكل كم آبي و انتقال آب برآمده اند. وجود صدها قنات و كانال انتقال آب در دشت نيشابور و شهرستان تحت جلگه بيانگر اين امر است.
در خراسان چندين بند قديمي بر روي رودخانه هاي كم آب و كوچك احداث شده است كه معروف ترين آن ها عبارتند از:
1- بند اخلمد در 80 كيلومتري شمال غرب مشهد و بر روي رودخانه اخلمد (شهرستان چناران) كه مربوط به دوره صفويه مي باشد.
2- بند گلستان در 20 كيلومتري شمال غرب مشهد بر روي رودخانه طرقبه كه ساخت آن را همزمان با مسجد گوهرشاد و دوره ايلخانان مغول مي دانند.
3- بند طرق در 25 كيلومتري جنوب شرقي مشهد و بر روي رودخانه طرق كه در پشت اين بند قديمي سد جديد و بتني طرق احداث شده است.
4- بند فريمان در 12 كيلومتري شهر فريمان و بر روي رودخانه فريمان كه در زمان صفويه احداث شده است.
بند فيل بند، بندكلار و بند پل بند در شهرستان تربت جام، بند كرات در شهرستان تايباد، بند سلامي در شهرستان خواف و بند كلات (نادري) در شهرستان كلات از ديگر بندهاي معروف در استان خراسان رضوي است.
اما با آنكه در منطقه شمالي بينالود سه بند قديمي روي رودخانه هاي محلي احداث شده در دامنه هاي جنوبي بينالود و در منطقه نيشابور هيچ گونه بند تاريخي مهمي ديده نمي شود و تنها بندهاي منحرف كننده در مسير رودخانه براي تامين آب مورد نياز باغ ها و زمين هاي كشاورزي اطراف احداث مي شده است كه هنوز اين گونه بندهاي ساده وجود دارد.
3- مطالعات ايجاد سد بار
اولين دور مطالعات ايجاد سد بر روي رودخانه بار در سال 1335 شمسي (1956 ميلادي) توسط يك شركت فرانسوي (c.f.e) صورت گرفت. اين گروه كارشناسي بر اساس اطلاعات موجود آن زمان كه شامل اطلاعات آب سنجي سه ساله (1330 - 1331 و 1332) و مطالعات اوليه زمين شناسي و نقشه برداري خودشان بود، پيشنهاد ايجاد يك سد در تنگه هاي كوهستاني و سنگي مسير رود در حد فاصل روستاي اريه و شهر بار را ارايه كرد. سد مورد نظر فرانسويان، با پايه هاي جسيم و فوق العاده گران قيمت پيشنهاد شد. (در n َ28 – 36 و e43 – 58ْ و در ارتفاع 1700 متري از سطح دريا) اطلاعات هيدرولوژي آنان بسيار كم بود زيرا ايستگاه آب سنجي اريه در سال 1329 ايجاد شده بود و اطلاعات سه ساله اي كه آن ها استفاده كرده بودند نمي توانست براي احداث يك سد كافي باشد. به علاوه اطلاعاتي كه آنان از زمين شناسي محل احداث سد داشتند ناقص بوده، زيرا اطلاعات كسب شده بعدي نشان مي دهد كه جنس سنگ هاي موجود در تنگه هاي روستاي اريه، نمي تواند هسته نفوذ ناپذير براي يك سد باشند و بعلاوه فشارهاي وارده از سنگيني درياچه پشت سد پيشنهادي مي توانست سبب شكستگي و شكاف در تخته سنگ ها شود.
سد پيشنهادي اين گروه اروپايي، 5/56 متر ارتفاع داشته كه توانايي ذخيره 26 ميليون مترمكعب آب را داشته كه با مقدار معقول آب سالانه رودخانه كه در آن زمان محاسبه شده بود متناسب است. البته در اين مكان فقط رودخانه بار جاري است و رود طاغان چندين كيلومتر پايين تر به رودخانه بار مي پيوندد.
پس از اطلاعات فرانسويان و ارائه گزارش آن، تا سال 1351 پروژه احداث سه بار مسكوت ماند، در اين زمان با توجه به بهبود وضعيت اقتصادي كشور و با توجه به فروش نفت با قيمت بالا و اتخاذ سياست سد سازي در مناطق مختلف كشور، بار ديگر ساخت سد بر روي رودخانه بار مطرح شد. اين بار گروه مهندسين مشاور ست كوپ مسئول طرح مطالعاتي شد، اين گروه بر اساس يافته هاي خود و مطالعات پايه شركت فرانسوي، احداث سد در محل تنگه هاي كوهستاني بين اريه و بار را داراي توجيه اقتصادي ندانست و جالب آن كه بيشتر به بررسي و نقد اطلاعات شركت فرانسوي پرداخت. آنان به دليل افزايش قيمت ها و گران شدن مصالح (16 سال پس از مطالعات فرانسويان) و نيز اعلام اينكه ايجاد سد بر ذخاير آب زيرزميني پايين دست، تاثير منفي مي گذارد، و همچنين نبود وسايل مورد نظر براي ساختمان سد در نزديكي محل احداث و نبود راه ارتباطي و دسترسي مناسب، احداث سدبار را منتفي اعلام كردند. چند سال بعد در سال هاي 57-1356 كه برنامه جامع آب كشور در حال تهيه بود، سد بار به عنوان يك پروژه مطالعاتي مربوط به ذخيره آب و آب رساني در استان خراسان در نظر گرفته شد.
اين بار به دعوت وزارت نيرو، يك شركت بلغاري به نام اگروكمپكت مطالعات مرحله اول ساخت سد و شبكه آبياري آن را از سال 1356 تا 1359 به انجام رساند. اگر چه مدتي پس از شروع مطالعات انقلاب اسلامي به وقوع پيوست؛ اين گروه محل سد بار را با توجه به آبدهي خوب رود طاغان، مكاني پيشنهاد كرد كه آب اين رود نيز به رودخانه بار اضافه مي گرديد.
از آنجا كه ايستگاه آب سنجي طاغان در سال 1348 احداث شده بود و دستكم ده سال اطلاعات آب سنجي اين رود در اختيار شركت بلغاري بود، آنان محلي واقع در بين روستاهاي چهارباغ و خانلق (مزرعه منصور آباد) را براي احداث سد پيشنهاد كردند كه اين محل نيز حالت كوهستاني و داراي تنگه هايي بود. (البته اين تنگه ها بازتر از تنگه هاي اريه هستند). در اين مكان آب هر دو رودخانه، مي توانست يك درياچه بزرگ با ذخيره آبي مناسبي را بوجود آورد، ولي روستاي چهارباغ و باغات و اراضي كشاورزي آن به طور كامل به زير آب مخزن مي رفت.
با وضعيت نا به سامان كشور در اوايل انقلاب و شروع جنگ تحميلي، مرحله دوم طرح مطالعاتي سد بار پس از چند سال توقف، در چهار چوب قرار داد طرح سدهاي شش گانه خراسان (سد شهيد يعقوبي تربت حيدريه- سد طرق، سد كارده و ...) در سال 1363 و پس از امضاي قرار داد بين شركت سهامي آب منطقه اي خراسان و شركت عمران زمين و توسعه منابع آب، به مهندسين مشاور مهاب قدس واگذار گرديد. مطالعات اين مرحله با هدف تنظيم آب رودخانه بار و توسعه كشاورزي و آبياري قسمتي از دشت شهرستان نيشابور و منطقه تحت جلگه به مساحت 3300 هكتار صورت گرفت. اين مطالعات پس از مدت زمان طولاني در سال 1368 به اتمام رسيد.
اين شركت نيز محل احداث سد را مانند شركت بلغارستان، بين روستاهاي چهارباغ و خانلق (در n َ24 – 36 و e 38َ – 58 و در ارتفاع 1400 متري از سطح دريا) پيشنهاد كرد.
پس از آن تا سال 1376 احداث سد بار با آنكه چند دور مطالعات مقدماتي و فازهاي گوناگون را طي كرده بود مسكوت ماند كه شايد از دلايل عمده آن ورود كشور به دوران بازسازي پس از جنگ و نيز شكل گيري مشكل به زير آب رفتن روستاي چهارباغ و آزادسازي منازل مسكوني، باغات و زمينهاي كشاورزي بود كه به افزايش هزينه هاي ساخت سد مي افزود. (هزینه ساخت حدود ۶۲ میلیارد تومان در آن زمان برآورد شده بود.) پس از افتتاح سد شهيد يعقوبي در سال 1375 تربت حيدريه بر روي كال سالار كه طرح مطالعاتي آن بسيار ديرتر از سد بار شروع شده بود و دستور رئيس جمهوري وقت (آقاي هاشمي رفسنجاني) مبني بر شروع عمليات سد بار از محل وام تخصيصي به سد شهيد يعقوبي(مبلغی حدود 800 میلیون تومان از حساب 210)، باز نگري در مطالعات مرحله دوم (مطالعات شركت مهاب قدس) شروع شد. اين مرتبه، توسط شركت سهامي آب خراسان انجام بازنگري و نظارت كارگاهي طرح سد بار، به شركت خدمات مهندسي مشاور طوس آب ابلاغ گرديد.
مهمترين كار اين شركت بازنگري در كار بري آب سد پيشنهادي بود. از آنجا كه كار احداث اولين و بزرگترين مجتمع فولاد شرق كشور در شمال غرب شهر نيشابور شروع شده بود و اين مجتمع نياز به آب فراواني داشت، آب سد به اين ترتيب تقسيم بندي شد: نياز كشاورزي (در حد تامين حقابه هاي موجود به حجم 9/4 ميليون مترمكعب) نياز صنعت فولاد خراسان ( به حجم 5/11 ميليو متر مكعب) و آب شرب شهر نيشابور ( به حجم 17 ميليون مترمكعب پيش بيني سال 1405).
طوس آب نيز محل احداث سد را مانند دو دور مطالعات قبلي بين روستاهاي چهارباغ و خانلق ،حجم كل درياچه پشت سد را 59 ميليون مترمكعب ،ارتفاع سد را 60 متر و طول تاج را 810 متر و نوع سد را نيز خاكي سنگريزه اي با هسته رسي در نظر گرفت. سال افتتاح سد هم سال 1380 تعيين شد.
با آنكه مطالعات بازنگري كه به نوعي مطالعات نهايي طرح محسوب مي شد، انجام گرفت، اما در سال هاي 78 و 77 رديف بودجه اي براي آن در نظر گرفته نشد و احداث آن به تصويب دولت نرسيد. گويا تغيير دولت و چند امر ديگر در اين مسئله موثر بود:
1- هزينه بالاي سد كه در سال 79 حدود 62 ميليارد تومان برآورد شد. 2- به زير آب رفتن روستاي چهارباغ و بالا بودن هزينه آزادسازي زمين هاي اين روستا 3- تاثير منفي ايجاد سد شهيد يعقوبي تربت حیدریه بر منابع آب زيرزميني پايين دست خود.
اين عوامل سبب شد تا مدتي پروژه سد بار به تاخير بيفتد. از سال 1379 شركت سهامي آب منطقه اي خراسان ،شركت مهندسين مشاور آب پوي را مامور اجراي مرحله سوم طرح مطالعات احداث سد بار نمود.
شرکت مهندسین مشاور آب پوی، طرح جدیدی مبنی بر ساخت سد در حاشیه مسیر رودخانه را پیشنهاد داد. بدین صورت که آب را جهت ورود به مخزن سد از حدود ۲ کیلومتر بالاتر منحرف می کنند و بدین ترتیب آب وارد مخزنی خواهد شد که در دو طرف طول آن دو رشته کوه به عنوان دیواره قرار دارد و دو دیواره دیگر را هم به صورت سدهای خاکی در دو قسمت دیواره اصلی و فرعی به صورت مصنوعی ایجاد می کنند. این طرح معایب طرح های گذشته را نداشته و علاوه بر هزینه به مراتب کمتر آن، موجب زیر آب رفتن هیچ روستایی نمی شد. ضمن آنکه بدین ترتیب تنها از مازاد آب دوران سیلاب رودخانه بار، حدود ۱۴ میلیون مترمکعب آب در سال جهت مصارف شهری ذخیره می شود که ۸ میلیون مترمکعب آن جهت مصرف آب شرب و ۶ میلیون مترمکعب هم جهت مصرف در صنعت فولاد از سمت دیواره اصلی به نیشابور منتقل می شود. آب باقیمانده در مخزن سد هم در صورت نیاز در مزارع کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد.
سرریز این سد که از نوع نیلوفری با یک لوله ۱۰۰۰ فولادی می باشد، بر روی دیواره فرعی و در کنار رودخانه نصب شده است. سایر تاسیسات آبی و دریچه های سد بر روی دیواره اصلی نصب می شوند که هنوز به مرحله اجرا درنیامده است. در تمام طول سال دبی پایه رودخانه بار جریان دارد و تنها در سه ماه بهار که جریانهای سیلابی جاری می شوند، مازاد دبی که به صورت سیلاب است وارد دریاچه سد می شود.
از نکات جالب توجه در طراحی این سد می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- هزینه کم عملیات خاکبرداری با توجه به تامین عمده نیاز خاکی دیواره سد از دریاچه آن می باشد.

۲- عمر زیاد این سد هم از نکات قابل توجه است. زیرا با توجه به عدم اجازه ورود رسوبات دانه درشت در ابتدای ورود بند انحرافی، حجم رسوبات ورودی علاوه بر دانه ریز بودن آنها به حدود ۳۹۰۰ متر مکهب در سال کاهش یافته است.
۳- و شاید تنها نکته منفی در ساخت این سد، عدم کارگزاری ابزارهای دقیق سنجشی به دلیل تامین نشدن به موقع از جانب کارفرما (آب منطقه ای خراسان) در حین ساخت دیواره فرعی بوده است که موجب می شود تا پس از اتمام کار مجبور شوند تا دیواره را از روی تاج سوراخ کرده و ابزار را در عمق تاج کار بگذارند که قطعا این کار دقت کافی را نخواهد داشت.

پس از تعیین شرکت راه و ساختمان راهسر به عنوان پیمانکار ساخت از سال 1384کار اجرایی آن شروع شد. پس از مدتی شرکت پیمآب کار ساخت بدنه اصلی سد را شروع نمود و قرار است تا سال 1390 سد آرزو به واقعیت بپیوندد و پس از سال ها فراز و نشیب افتتاح گردد..
4- مشخصات فنی سد در حال ساخت
نام سد : سد بار
نوع سد : خاکی با هسته مرکزی رسی به همراه آب بند
اهداف ساخت سد : مهار سیلاب ، تامین قسمتی از آب شرب نیشابور ، تامین آب کشاورزی

محل احداث : شمال غربی شهر نیشابور ، اطراف روستای خانلق
مساحت حوضه آبریز سد : 5/284 کیلو متر مربع
محیط حوضه آبریز سد : 5/142 کیلو متر مربع
شیب متوسط حوزه : 61/2 %
طول آبراهه اصلی(رودخانه بار) : 9/32 کیلومتر
متوسط دبی سیل با دوره بازگشت دو ساله :2/27 مترمکعب بر ثانیه
متوسط دبی سیل با دوره بازگشت هزار ساله : 2/458 مترمکعب بر ثانیه
آب قابل تنظیم سالانه : 6/14 میلیون متر مکعب
عرض تاج سد : ۸ متر
عرض پاشنه سد : ۹۸ متر
طول تاج سد : ۱۷۳۰ متر
حداکثر ارتفاع از کف : 5/19 متر
حداکثر ارتفاع از پی : 5/27 متر
حجم رسوبات سالانه : ۳۹۰۰ متر مکعب
نوع سرریز : نیلوفری
حجم مخزن در تراز نرمال : 5/23 میلیون متر مکعب
ارتفاع نرمال از سطح دریا : ۱۳۴۸ متر
مشاور مطالعه و اجرای سد : شرکت مهندسین مشاور آب پوی
پیمانکار اولیه: شرکت راه وساختمان راهسر
پیمانکار فعلی: شرکت پیمآب
چند نکته
۱- در مرحله ساخت سدها باید دو ویژگی اصلی را مد نظر قرار بگیرد :
- مقاومت کامل سد در برابر نفوذپذیری

- مقاومت سد در برابر حجم زیاد آب پشت آن
۲- سدها را از لحاظ مواد سازنده می توان به سه دسته بتنی، خاکی و سنگریزه ای تقسیم کرد که سدهای بتنی با توجه به عدم نفوذ پذیری بتن، هسته مرکزی ندارند و به صورت عمده وزنی، قوسی و پایه دار ساخته می شوند. ولی در صورت وجود امکان نفوذ پذیری در سدهای خاکی و سنگریزه ای، هسته ای از خاک رس فشرده در مرکز آن قرار می دهند.
3- حجم آب پشت سد را می توان به سه قسمت عمده تقسیم کرد :
- حجم مرده - حجم نرمال - حجم حداکثر

منظور از حجم مرده، آن مقدار آبی است که در ابتدای بهره برداری و آبگیری سد وارد آن می شود و با توجه به کیفیت پایین آن حتی اگر در پایین ترین نقطه دیواره سد کانال برای خروج آن وجود داشته باشد،استحصال نمی شود. حجم بعدی تا ارتفاع سرریز را حجم نرمال گویند که برداشت اصلی مصارف مورد نظر از آن صورت می گیرد و پس از آن از سرریز تا لبه تاج سد را حجم حداکثر گویند که برای مهار جریانهای متلاطم سیلابی با توجه به حداکثر میزان سیلی که در آن منطقه ممکن است رخ دهد، طراحی می شود.
۴- با توجه به هزینه بالای انتقال خاک یا سنگ جهت ساخت سدهای خاکی و سنگریزه ای در مناطقی که این مواد در نزدیکی آنها موجود نمی باشد، ساخت سدهای بتنی با توجه به استحکام بیشتر آنها مقرون به صرفه تر است ولی در این سد ، با توجه به کوهستانی بودن اطراف منطقه و همچنین رسی بودن خاک بستر دریاچه سد، براحتی از این دو عارضه طبیعی به عنوان منابع سنگ و خاک استفاده شده بود که هم موجب صرفه جویی در هزینه ها شده بود و هم موجب افزایش حجم آب دریاچه سد.
۵- سرریز این سد همانطور که در قسمت مشخصات فنی ذکر شد، از نوع نیلوفریست که در ارتفاعی پایین تر از تاج سد در پشت مخزن، در صورت بالا آمدن آب، آنرا از طریق کانالی از زیر بدنه سد، به پایین دست سد انتقال می دهد. سریز سدها در انواع مختلف با توجه به شرایط منطقه ای می تواند بر روی تاج آنها و یا در بالا دست در مسیری انحرافی طراحی شده باشد.
۶- با توجه به تفاوت کیفیت آب در لایه های مختلف پشت سد، معمولا از دریچه لایه بالایی برای کشاورزی و از دریچه لایه میانی برای مصرف آب شرب استفاده می کنند.

بازخواني زندگينامه علمي پدر جغرافيا و هواشناسي ايران

بازخواني زندگينامه علمي پدر جغرافيا و هواشناسي ايران/ گنجي نشسته در کنجي


«بارها از من پرسيده اند چطور شد که جغرافيدان شدم. جواب من اين است که سرنوشت عامل اصلي بوده است. اکنون که دستاوردها و تلخي ها و شيريني هاي گذشته را مي نگرم پشيمان نيستم و اگر فرصتي ديگر براي زيستن به دست آيد باز هم به جغرافيا رو خواهم آورد.»

اين سخن از مردي است که پدر جغرافياي نوين ايران لقب گرفته است. بنيان گذار و رئيس هواشناسي ايران، رئيس هواشناسي آسيا، عضو شوراي اجرايي هواشناسي جهاني، معاون پارلماني وزير راه، بنيانگذار و رئيس انجمن جغرافيدانان ايران، معاون مالي و اداري دانشگاه تهران، استاد ممتاز دانشگاه تهران، بنيانگذار و رئيس دانشگاه بيرجند، عضو هيات علمي دايره المعارف بزرگ اسلامي، دانشمند برگزيده سال 2001 هواشناسي جهاني و يکي از پانزده خدمتگزار مهم علم جغرافيا در قرن بيستم. اينها تنها تعدادي از عنوان ها و لقب هاي پروفسور محمدحسن گنجي مرد پرتلاش و خستگي ناپذير عرصه علم جغرافيا است. محمدحسن گنجي در 21 خرداد 1291 خورشيدي در بيرجند به دنيا آمد. از 1297 تا 1309 دوران مقدماتي تحصيلي را در شوکتيه بيرجند و با کسب چند عنوان ممتاز درسي به پايان برد. شوکتيه بيرجند مهم ترين مدرسه در شرق ايران بود که توسط امير شوکت الملک بنيان نهاده شده بود: «پس از راه اندازي دارالفنون، شوکتيه نخستين مدرسه يي بود که در شهري کوچک مانند بيرجند تاسيس شده بود. در نخستين روز ورودمان به مدرسه، به هر يک از ما يک لوح سياه سنگي به اندازه يک برگه
a4 امروزي و يک قلم سنگي به اندازه خودکارهاي امروزي دادند. خاصيت شان اين بود که هرچه با قلم سنگي روي لوح مي نوشتيم به رنگ سفيد ديده مي شد و مي توانستيم لوح را با يک دستمال يا لباس خود پاک کنيم و مطالب تازه را بنويسيم. لوح سنگي و کتاب ها و نوشت افزار به رايگان توسط مدرسه در اختيار ما گذاشته مي شد. علاوه بر اين در مدرسه شوکتيه به حدود شصت نفر از دانش آموزان بي بضاعت، سالانه دو دست لباس کامل و ماهانه حدود سي کيلو آرد و دو ريال پول هم مي دادند.» گنجي در سال 1309 براي ادامه تحصيل در دارالمعلمين عالي تهران نام نويسي کرد که دو بخش علمي و ادبي داشت که گنجي در بخش ادبي در رشته تاريخ و جغرافيا تحصيل کرد و ليسانس گرفت. تحصيل در دارالمعلمين عالي و بهره گيري از استاداني همچون بديع الزمان فروزان فر، عباس اقبال آشتياني و نصرالله فلسفي، او را به پيشرفت در راه علم تشويق کرد و راه سفر به دانشگاه ويکتوريا در منچستر را در پيش گرفت. ورود به بريتانيا و آشنايي با فرهنگ غربي براي جوان بيرجندي با آموختني ها و تجربه هاي نو همراه بود. با زبان انگليسي به اندازه نياز آشنايي داشت و به همين سبب بي نياز از پانسيون شدن در ابتداي دوران دانشجويي، از همان آغاز تحصيل خود را شروع کرد: «من پنج سال در دانشگاه ويکتوريا تحصيل کردم که سال نخست به آموختن درس هاي عمومي مانند زبان فرانسوي، اقتصاد سياسي، تاريخ معاصر، تاريخ قديم و زمين شناسي عمومي گذشت و از سال دوم تا پايان تحصيل، دروس جغرافيايي ناحيه يي و دروس جانبي مانند جامعه شناسي، مردم شناسي، زمين شناسي، هواشناسي، اقليم شناسي، نقشه برداري، مطالعه تصويرهاي جغرافيايي، جغرافياي سياسي، روابط بين الملل و نظير آنها را خواندم. در نتيجه هيچ يک از سرفصل هاي جغرافيايي از برنامه درسي ما کنار نمانده بود.»

او در سال 1317 از دانشگاه ويکتوريا، ليسانس تخصصي جغرافيا (معادل فوق ليسانس) دريافت کرد و به ايران بازگشت که تا سال 1334 با سمت دبيري در دانشگاه تهران خدمت کرد. او همزمان با تدريس در دانشگاه در بانک ملي نيز کار مي کرد و در همان جا با «لطيفه جوادزاده» آشنا شد که اين آشنايي در دوران سربازي گنجي نيز ادامه يافت و آنها در سال 1320 ازدواج کردند. خدمت سربازي گنجي نيز پرماجرا و ناآرام سپري شد. ستوان گنجي يک بار نيز به سبب دفاع از تغذيه سربازان به دردسر افتاد: «يک شب که من افسر نگهبان بودم استوار آمد و گفت به دستور فرمانده هنگ بايد ده درصد آذوقه ها را ببرد. من قبول نکردم و گفتم همه چيز را به آشپزخانه ببر. آن شب نفرات غذاي سيري خوردند. صبح فرمانده هنگ مرا صدا زد و جريان ديشب را پرسيد. برايش توضيح دادم. مرا تحسين کرد و گفت اين استوارها هستند که او را بدنام مي کنند. دو هفته بعد باز نوبت من شد و همين کار را تکرار کردم. دو نفر ديگر از افسرها هم چنين کردند. فرمانده مرا احضار کرد و گفت: «ستوان گنجي، نگاه نکردي که يکي از دکمه هايت بسته نيست؟» و مرا يک شب توقيف کرد. بار سوم که با استوار همان رفتار را کردم ناگهان خبر آمد که من و دو افسر ديگر بايد در فرودگاه تبريز کشيک بدهيم.» خدمت سربازي گنجي که با جنگ جهاني دوم همزمان بود با سقوط رضاشاه و اشغال ايران و تصرف پادگان ها نيمه تمام ماند و گنجي به دشواري از حمله روس ها گريخت و به تهران آمد. چند سالي به تدريس در دانشگاه تهران ادامه داد ولي به سبب نداشتن مدرک دکترا، راه پيشرفت برايش هموار نبود و به اين ترتيب در سال 1331 در دانشگاه کلارک امريکا تحصيل در رشته جغرافيا را از سر گرفت و پايان نامه خود را با موضوع «آب و هواي ايران» تنظيم و دکتراي خود را در سال 1333 دريافت کرد. هنوز به ايران نرسيده بود که شنيد کارشناس هندي سازمان جهاني هواشناسي منتظر اوست زيرا هواشناسي جهاني که براي راه اندازي تشکيلات هواشناسي در هر کشور با کمک دانشگاهيان همان کشور تلاش مي کرد دکتر گنجي را به عنوان گزينه يي مناسب براي رياست بر هواشناسي ايران در نظر گرفته بود. در آن زمان واحد کوچکي در فرودگاه مهرآباد براي نظارت بر شرايط آب وهوايي نقاط مختلف کشور و ياري رساندن به امنيت پرواز وجود داشت و تبديل اين واحد کوچک در هواپيمايي به سازمان هواشناسي کاري دشوار و زمانبر بود که گنجي دشواري هاي اين کار را به جان خريد و با حوصله و شکيبايي بسيار و با تربيت افراد متخصص و نيروي انساني ويژه، هواشناسي را به عنوان سازماني مستقل در وزارت راه تاسيس کرد: «من در نخستين سال هاي رياستم بر هواشناسي دو کار مهم انجام دادم، يکي قانوني بود که از مجلس گذراندم و هواشناسي را از هواپيمايي جدا کردم و به عنوان سازماني مستقل در وزارت راه تثبيت کردم چون در ابتداي مسووليتم در هواشناسي، اختلاف هايي اساسي با هواپيمايي داشتيم. زماني که قانون استقلال هواشناسي در دهم اسفند 1337 به تصويب مجلس رسيد، بسياري از مشکلات ما رفع شد. هنوز هم روز دهم اسفندماه در برنامه تقويم تاريخ به عنوان سالگرد استقلال هواشناسي با تلاش من نام برده مي شود. دومين قانون مهمي که در دوران مسووليت من تصويب شد قانون پيوستن ايران به سازمان جهاني هواشناسي بود که بسياري از کشورها در آن عضو بودند. پيوستن ما به سازمان جهاني، اين ويژگي را داشت که برايمان در هر زمينه علمي يا اجرايي کارشناس مي فرستادند.»

دوازده سال رياست گنجي بر هواشناسي ايران بازتاب مهمي در جهان داشت و پيشرفت هاي چشمگير سازمان تازه تاسيس با مديريت او شهرتي جهاني به هم زده بود. با وجود امکان هاي محدود، بلندپروازي ها و آرمان گرايي هاي او و کارشناسان سازمان سبب پيشرفت هاي پرشتاب هواشناسي شده بود. در اين ميان تلاش آنان براي پيش بيني هوا نيز در آغاز با اشتباه هايي همراه بود که نقل محافل و مطبوعات شده بود. چنان که حتي يک بار شخص نخست کشور (پهلوي دوم) نيز خطاب به گنجي به اين موضوع اشاره کرده بود. از جمله خاطره هاي جالب گنجي در مورد اشتباه هاي پيشگويي ها، به مانور خوزستان مربوط مي شود: «در کابينه منصور، دکتر کشفيان وزير راه شد. در همان روزها امريکايي ها در خوزستان مانور مشترکي با ارتش ايران برگزار کردند. از من هم خواستند يک واحد هواشناسي در اهواز راه بيندازم که بعدها فهميدم اين واحد براي پيش بيني هوا در زمان انجام مانور است. روز موعود هوا به شدت توفاني شد و تمام برنامه ها به هم خورد. آن روز شاه و نخست وزير و برخي شخصيت هاي نظامي امريکا قرار بود در محل مانور حاضر شوند که به دليل نامساعد بودن هوا، هواپيماي شاه برگشت. هوا تا چند روز توفاني بود و مانور در شرايطي نامطلوب برگزار شد. روز بعد شاه و همراهان هم به آنجا رفته بودند.

البته اين توفان را چند روز پيش در شمال آفريقا ديده بوديم ولي فکر نمي کرديم به اين سرعت به آنجا برسد. صبح از ساواک چند نفر آمدند تا بررسي کنند که من در پيش بيني ها دست نبرده باشم.»

دکتر گنجي همچنين در دوراني کوتاه معاونت پارلماني وزارت راه را برعهده داشت که در اين مدت کوتاه پيگيري تصويب قانون ساخت بزرگراه کرج و قانون هواپيمايي ملي را به انجام رساند که هنوز هم در شمار مهم ترين لايحه هاي تاريخ مجلس هستند. همزمان با اين فعاليت ها دکتر گنجي همچنان در دانشگاه تهران تدريس مي کرد و سرانجام در سال 1354 با دريافت درجه استادي ممتاز دانشگاه تهران بازنشسته شد ولي فرصتي براي استراحت نيافت چون يکي از افراد سرشناس که همشهري گنجي نيز بود، از او خواست طرحي براي تاسيس يک مجتمع آموزش عالي در زمين هاي موقوفه شوکت الملک ارائه دهد. بنيان نهادن يک دانشگاه در شهري محروم همچون بيرجند تلاش گسترده يي مي طلبيد که دکتر گنجي آن را پذيرفت. در حالي که اصرار داشتند اين دانشگاه از سال بعد دانشجو بگيرد. گنجي در اين باره مي گويد: «مهرماه 55 در بيرجند يک مهماني بزرگ برپا کرد که از گزافه کاري هاي آن زمان بود و هزينه زيادي دربر داشت. يکي از مقامات مملکتي از او پرسيد: «آقاي گنجي چه موقع دانشجو مي گيريد؟» من گفتم ان شاءالله از مهرماه 58 که وي به ميان حرف ما پريد و گفت: «من دکتر گنجي را آورده ام که مهرماه سال بعد (56) دانشجو بگيرد.» من سکوت کردم و چيزي نگفتم تا موقع شام که سر ميز کنار وي و خانواده اش نشسته بودم. گفتم اين حرف ها چه بود که گفتيد. امکان ندارد که بتوانيم يک ساله اين دانشگاه را راه اندازي کنيم. وي در حالي که اشک از چشمانش جاري شده بود به لهجه بيرجندي گفت: «تو که مي داني من آفتاب لب بام هستم و معلوم نيست تا کي زنده بمانم. آرزو دارم تا نمرده ام چراغ دانشگاه را روشن ببينم. چون در اين مملکت زماني که چراغ جايي روشن شود ديگر نمي توان آن را خاموش کرد.» سرانجام مجتمع آموزش عالي شوکت الملک که پس از انقلاب دانشگاه بيرجند نام گرفت، از مهرماه 56 دانشجو گرفت و در سال 58 و پس از پيروزي انقلاب اسلامي، رياست آن توسط دولت تغيير يافت.»

گنجي سال ها پس از انقلاب اسلامي، به نوشتن پرداخت که يکي از مهم ترين کتاب هايش با نام «جغرافيا در ايران از دارالفنون تا انقلاب اسلامي» در همين دوران و در دهه 1360 نگارش يافت و منتشر شد. از ويژگي هاي شخصي دکتر گنجي بسيار مي توان گفت و نوشت ولي يک نکته مهم در اين ميان وجود دارد که نبايد از آن غافل ماند. دکتر گنجي نمونه تکنوکرات موفق ايراني است: مردي که با چيرگي خاص بر حوزه هاي جغرافيايي و انديشه يي پويا و جهانشمول خدمات گرانبهايي ارائه کرد. در جامعه يي که نظريه پردازان اغلب به تحليل و بررسي شفاهي موضوع ها و فرآيندها مشغولند و مردان اجرايي با ادعاي اينکه مرد اجرا هستند و به برنامه ريز و تحليلگر نيازي ندارند، انديشه دکتر گنجي آميزه يي از هر دو به حساب مي آيد. او اجرا را در کنار نظريه و انديشه را در کنار سازماندهي به کار گرفته است و در نتيجه چنين دستاوردهاي درخشاني را پيش روي خود مي بيند. مديران علمي سرمايه يي ارزشمند و کم نظير هستند که بهره گيري از انديشه والايشان به توسعه پايدار و همه جانبه يک جامعه مي انجامد و اينچنين است که بايد گفت: «دکتر گنجي دست مريزاد.»

نقش جنگلها

نقش جنگلها
تعاریف جنگل

تعریف اول

جنگل ناحیه‌ای که از درختهای انبوه پوشیده باشد را جنگل می‌نامند. در جنگل طبیعی معمولاً درختان کوچک و بزرگ وتنومند بطور نامنظم وهمچنین علفهای خودرو فراوانند.
تعریف دوم

جنگل مجموعه ای است از درختان، درختچه ها، پوشش گیاهی، جانوران و میکروارگانیسم ها (قارچها، باکتریها و ویروسها) که به همراه عوامل طبیعی غیر حیاتی مانند خاک، آب، دما، باد و ... محیط و رویشگاه (Habit) مشخص و معلومی را به وجود آورده اند.
مقدمه کلی

جنگلها در تمام نواحی زمین که قابلیت رشد درخت در آنها وجود دارد و از نظر ارتفاع در زیر خط درخت قرار دارند یافت می‌‌شوند، مگر اینکه بارش باران در آنجا کم بوده، یا تناوب آتش سوزیهای طبیعی زیاد باشد. جنگلها عمدتاً شامل تعداد زیادی از گونه‌های درختان با ارتفاع مختلف می‌‌باشند، و در کنار اینها درختچه‌ها و درختان جوان رشد می‌‌کنند، که سبب استفاده بهینه از نور آفتاب می‌شود. یک جنگل به شکل طبیعی اش، محل زندگی بسیاری از جانوران و گونه‌های گیاهی می‌‌باشد، و زیست توده آن در هر واحد سطح، در مقایسه با بیشتر زیست بومها زیادتر می‌‌باشد. از دیدگاه بوم‌شناختی، ممکن است یک جنگل از یک درختزار متمایز باشد. جنگل کم و بیش، سایبانی متراکم دارد، و شاخ و برگ درختان به هم می‌‌رسند یا این که در هم تنیده می‌‌شوند؛ یک درختزار عمدتاً سایبان بازی دارد، که مقداری نور خورشید از بین درختان نفوذ می‌‌کند.
بیشتر از تمام مناطق دنیا جنگلهای برگ ریز معتدل بر اثر فعالیتهای انسان تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. در اکثر مناطق معتدل، نواحی وسیعی از جنگلها برای احداث راههای کشاورزی از بین رفته‌اند. این فرآیند چندین قرن پیش در اروپا آغاز شد و منجر به باقی ماندن تعداد کمی از جنگلهای خالی از سکنه شد. در شرق آمریکای شمالی، جنگل زدایی با ورود مهاجران اروپایی آغاز شد اما هنوزبه وسعت آنچه در اروپا رخ داده، نرسیده است.
بوم شناسی

عوامل زیستی و غیر زیستی رویشگاه‌های جنگلی با تأثیرات متقابلی که بر هم می گذراند، سبب برقراری و تداوم سیکل حیاتی در جنگل می شوند به عبارتی دیگر این تأثیرات دینامیک سبب ایجاد مراحل و فازهای تحولی در جنگل می شود. جوامع جنگلی گوناگون در نتیجه تأثیرات متقابل عوامل حیاتی و غیر حیاتی بر هم در طی دوران بسیار طولانی که به میلیونها سال قبل بر می گردد؛ توانسته‌اند بر مبنای ویژگیهای اکولوژیکی و نیازهای زیستی خود، مناطق مختلفی را تحت پوشش خود قرار دهند. به عبارتی دیگر هر گونه گیاهی شرایط اکولوژیکی خاصی را می تواند؛ تحمل کند و بر همین اساس در مناطق مختلف دنیا پوشش گیاهی متفاوتی را شاهد هستیم. به طوری که در عرض های جغرافیایی پایین جنگلهای تروپیکال (مناطق حاره ای) را شاهدیم و با افزایش عرض جغرافیایی به ترتیب گونه های مناطق مدیترانه‌ای، معتدله خزان کننده و در نهایت گونه های سوزنی برگ همیشه سبز (مناطق بوره آل) را می توانیم مشاهده کنیم. اما این وضعیت در برخی مناطق به دلیل تفاوتهایی که در شرایط اکولوژیکی به وجود می آید از جمله شرایط توپوگرافیک (پستی و بلندی)، ادافیک (خاک)، بیوتیک (زیستی)، کلیماتیک (آب و هوا)، ممکن است مغایر با اصول کلی عنوان شده در بالا باشد. به طور مثال در ارتفاعات مناطق تروپیکال (حاره ای) چه بسا گونه های مناطق معتدله و... را شاهد هستیم. اما آنچه را که باید به آن اشاره نمود این است که اجزا اصلی تشکیل دهنده رویشگاههای جنگلی نیز مانند تمام جوامع زیستی در طول حیات خود همواره متأثر از عوامل طبیعی و غیر طبیعی، تحولات گوناگونی را سپری می نمایند.

تخریب جنگل

در جنگلهای طبیعی شروع سیکل تمامی و تحملی در جنگل و به تبع آن روند توسعه و پایداری در اکوسیستم‌های جنگلی همراه با مرحله تحولی «تخریب» همراه است. بنابراین یک درخت جنگلی پس از رسیدن به سن دیر زیستی فیزیولوژیک، یعنی زمانی که اندامهای مختلف یک درخت جنگلی در نتیجه کهولت سن و پیری، دچار نارسایی شدند، در نتیجه اختلالاتی که در فعالیتهای بیولوژیکی گیاه حادث می شود، که نماد ظاهری آن خشک شدن شاخه ها و اندامهای قسمت‌های هوایی درخت (تاج)، کوچک شدن سطح تاج پوشش درخت، پوسیده و توخالی شدن تنه در اثر حمله آفات و بیماریها خواهد بود. در چنین شرایطی با حدوث یک باد سنگین و با بارش سنگین نزولات جوی (بخصوص برف)، ایجاد زلزله، صاعقه، زمین لغزش و سایر عوامل تخریب طبیعی، درختان مزبور افتاده و در نتیجه حرفه هایی در تاج پوشش جنگل ایجاد می شود که در واقع روندهای تحولی در جنگلهای دست نخورده (جنگل بکر) از همین نقطه آغاز می شود. (دلفان اباذری ۱۳۸۱). این مرحله تحول می تواند به طور نسبی طولانی (در یک سیکل طبیعی) و یا کوتاه مدت (در نتیجه حدوث عوامل غیر مترقبه طبیعی) باشد (Emborg و همکاران ۲۰۰۰). به دنبال ایجاد حفره در توده های جنگلی و تابش نور بر عرصه رویشگاه با مساعد بودن شرایط رویشگاهی و وجود بذر مناسب (به لحاظ کمی و کیفی)، گروههای زادآوری به تدریج حفره های موجود را پوشش می دهند که این مرحله از تحول را تحت عنوان «مرحله تحولی تجدید حیات» نامیده می شود. گروههای زادآوری به مرور زمان و در نتیجه رقابت بین آنان بر میزان رشد قطری و ارتفاعی خود می افزاید و در این مرحله تعداد قابل توجهی از نهالها مغلوب واقع شده و به تدریج حذف می شوند. ولی پایه های موجود بر میزان رشد خود همچنان خواهند افزود، این مرحله را در اصطلاح«مرحله تحولی صعود و افزایش رشد» یا «مرحله تحولی تشکیل توده» نامیده می شود. توده های جوان تشکیل شده در حفره ها، در مراحل اولیه به صورت یک جنگل جوان نسبتاً همسال به نظر می رسند که در اصطلاح تحت عنوان «فاز جنگل جوان» نامیده می شوند. در این توده ها به تدریج برخی از پایه ها که از شرایط رویشگاهی مطلوب تری مانند نور، رطوبت، خاک، جهت و ... بهره مند هستند از نظر رشد قطری و ارتفاعی از سایر پایه ها پیشی گرفته و ضمن ایجاد تفاوت آشکوب، تفاوتهایی نیز از نظر قطر نمایان می سازند. در این مرحله جنگل دارای ساختار پلکانی خواهد بود و به عبارت دیگر درختان با قطر و ارتفاع متفاوتی در عرصه جنگل دیده می شوند که در اصطلاح این وضعیت را تحت عنوان «فاز تک گزیده» می توان نامگذاری نمود. با عبور از این مرحله و به تدریج درختان موجود در توده جنگلی به یک ساختار مشخصی می رسند که در آن درختان موجود دارای ارتفاع نسبی برابر (یک آشکوبه) و از نظر قطری نیز نزدیک به هم هستند. در این وضعیت جنگل به ظاهر به توده جنگلی همسال نزدیک است که از آن تحت عنوان «جنگل همسال دروغین» نیز اسم برده می شود، که این مرحله تحت عنوان «مرحله تحولی اپتیمال» نامگذاری می شود. تحولات در جنگل چنانچه تحت مداخلات شدید انسانی قرار نگیرد در جنگلهای طبیعی شمال ایران در یک سیکل طبیعی حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ سال به درازا می کشد (دلفان اباذری ۱۳۸۱ و Korpel 1995). اما در جنگلهایی که تحت مدیریت قرار می گیرند، دخالتهای علمی سبب آن می شود که طول هر یک از این مراحل تحولی را کوتاهتر نموده و در ضمن ارزش های تولیدی درختان جنگلی را نیز افزایش می دهند.] نمونه‌ها
جنگلهای بارانی کاج آمریکای شمالی

در طول ساحل غربی آمریکای شمالی، آب و هوای مرطوب و معتدل، جنگلهای کاج بارانی را که از آلاسکا تا شمال کالیفرنیا امتداد یافته‌اند بوجود آورده است. این جنگل منحصر به فرد، مدتهای مدید در معرض تهدید بوده است زیرا می‌‌توان از درختانش برای سوخت و کاغذ سازی استفاده کرد. حدود ۹۰ درصد ازجنگلهای اولیه اکنون کاملاًَ از بین رفته‌اند. گرچه جنگلهایی که درختانشان قطع شده‌اند معمولاَ دوباره کاری می‌‌شوند، اما رستنی های جدید، حیات وحش کمتری را نسبت به جنگلهای اولیه در خود پناه می‌‌دهند.
جنگلهای شمالی بارش برف در جنگل و اندازه گیری آن
جنگل ها می توانند با ایجاد سایه باعث تاخیر در ذوب شدن برف ها شود و یا با ایجاد مانع در انباشتگی برف ، رد تداوم آب شدن برف ها تاثیر گذار باشد. مدیران جنگل می توانند از یان خصوصیت در کنترل رواناب بهاره متناسب با نیازهای آبی کشتزارهای مجاور جنگل بهره بگیرند. بعضی از جنگل های مناطق شمالی امریکا طوری مدیریت می شوند تا بتواند تجمع مقدار برف را افزایش دهند بدین معنی که درختان را با توجه به وضعیت پستی و بلندی منطقه و جهت وزش بادهای غالب ، برش می زنند.
اندازه گیری مقدار برف کاری است مشکل ، اما در آبخیز های مناطقی که میزان بارش در آن زیاد است لازم است مقدار برف روی زمین با عمق برف پشته و مقدار آب تولید شده از آن را بدانیم . در این مناطق ریزش برف 70-80% مقدار بارش سالیانه را تشکیل می دهد. این وضعیت سبب ابداع روش های ویژه ای برای اندازه گیری و اداره ی برف پشته شده است. جنگل بانان در امر اندازه گیری و مدیریت برف پشته وظیفه ی مهمی به عهده دارند زیرا مناطق برف گیر اغلب جنگلی است و گفته می شود که تقریبا 75% آب مورد نیاز مناطق امریکای شمالی از این اراضی جنگلی برف گیر تامین می کند.



منابع آبی
جنگلی در ایران و جهان
بر اساس آمارهای ارائه شده از طرف سازمان هواشناسی جهان , حجم کل آب دنیا 1.4 میلیارد متر مکعب است. از این مقدار 2.5 درصد را آب شیرین تشکیل می دهد که تقریبا معادل 35 متر مکعب می باشد. بخش عظیمی از این آب شرب در سیستم چرخه ی آب به صورت تبخیر به هوا بر می گردد و فقط 41000 کیلومتر مکعب آب باقی می ماند که معادل 35 متر مکعب است. بیشترین قسمت این آب به صورت آب هرز هدر می رود و چیزی حدود 1000کیلو متر مکعب به صورت آب شیرین مصرفی دنیا در کشاورزی ،صنعت و مصارف شهری مورد استفاده قرار می گیرد.این آمار گویای این مطلب که اگر کل آب موجود دنیا به اندازه یک بشکه 200 لیتری فرض شود . آ ب قابل استفاده ساکنین زمین از آن فقط CC20خواهد بود. به طوری که 275میلیارد متر مکعب آب موجود در کشور ناشی از نزولات جوی و ورود آبهای خارج از کشور ، سهم آب شیرین مصرفی بخش های صنعت ، کشاورزی و شهری حدود 40 میلیارد متر مکعب است. آمارهای فوق بیانگر میزان هدر رفتن آب شیرین و مصرفی در سطح این کره ی خاکی است. به طوری که اکثر کشورهای دنیا از جمله کشور خودمان با مسئله ی بحران آب به صورت جدی مواجه هستند. لازم به ذکر است که منظور از بحران آب کمبود آب نیست بلکه مسئله تنش آبی مطرح است. متوسط نیاز سرانه هر نفر در سال 800 متر مکعب است که تا سال 2050 میلادی به 1150 متر مکعب خواهد رسید. بر اساس نوعی تقسیم بندی که در سال 1933 توسط خانم فالکن مارک صورت گرفت و مورد تائید سازمان کشاورزی و خوار بار جهانی (FAO) وابسته به سازمان ملل متحد نیز واقع شد، کشور های دنیا بر اساس تنش آبی به سه دسته تقسیم بندی می شوند:
1- کشورهای بدون تنش ( با سرانه ی بیش از 1000 متر مکعب در سال)
2- کشورهای با تنش آبی مزمن ( با سرانه ی بیش از 500 تا 1000متر مکعب در سال)
3- کشورهای با تنش آبی مطلق (با سرانهی زیر 500 متر مکعب در سال)
بر اساس این تقسیم بندی ، ایران در حال حاضر در دسته ی (ب) قرار داردو در سال 2050 میلادی به دسته ی (ج) ملحق خواهد شد.
جنگل ها با توجه به اثرات و نقش های انکار ناپذیری که در نظام هیدرولوژیکی زمین دارند می توانند نقش ارزنده ای در جلوگیری از هرز رفتگی منابع آبی داشته باشند. جنگل های دنیا با سطحی معادل 3.5 میلیارد هکتار که 26% از سطح خشکی ها را در بر می گیرند، به سهم خود در جهت حفظ منابع آبی دنیا موثر بوده و بهینه نمودن این اثر می تواند مورد توجه جدی باشد ، چناچه در کشورهایی نظیر امریکا و استرلیا سالهاست بر روی این مسئله کار شده است و هیدرولوژیست های جنگل با استفاده از تکنیک های مهندسی گام های موثری در این زمینه برداشته اند. درایران نیز جنگل ها با سطحی حدود 12.4 هکتار که حدود 7.4% از خاک کشورمان را تشکیل می دهند.
هیدرولوژی جنگل
کلیه ی اثراتی که جنگل ها و بوته زارها بر روی آب و هوا ، گردش آب ، فرسایش خاک، سیلابها ، حاصلخیزی خاک، فیزیک دمای ماده و شدت اندازه ی حرکت آنها در بیوسفر جنگلی می گذارند( ا زنوک تاج درختان تا انتهای ریشه) را هیدرولوژی جنگل گویند.
بارش در جنگل و اندازه گیری آن
دو مشکل عمده در اندازه گیری بارندگی وجود دارد که هیچ کدام از آنها به طور کامل برطرف نشده است. اولین مشکل نبود دستگاه اندازه گیری دقیق و دومین مشکل نصب و به کارگیری دستگاه مورد نظر است. اولین مشکل را اشتباه دستگاه اندازه گیری و دومین مشکل را اشتباه در نمونه برداری می گویند.
این اشتباهات در اثر وجود موانع ، صعود هوا برای دامنه ها و بالاخره وجود بادهای ویژه در مناطق باز و کم وسعت جنگلی حادث می شود. طبق مطالعات آماری توده های هوایی که ایجاد بارندگی می نمایند به طور متوسط 26 کیلو متر مربع وسعت دارند لذا اگر از نظر اقتصادی امکان پذیر باشد رد هر 26 کیلومتر مربع حداقل می بایست یک دستگاه اندازه گیری نصب شود. اندازه گیری بارش در مناطق جنگلی و اطراف آن مشکلات عمده ای در بردارد. معمولا دستگاه ها در مناطقی نصب می گردد که به قدر کافی باز شده اند به طوری که هیچ گونه تاج پوششی بین زاویه ی45 درجه حادث از محل محور دهانه دستگاه وجود نداشته باشد و نیاز به باز کردن اطراف دستگاه ها در مناطق پر شیب کوهستانی بقدری وسیع است که عملا این کار غیر محتمل می گردد. بعضی ا زکارشناسان هیدرولوژی جنگل پیشنهاد کرده اند که دستگاها را روی میله های بالاتر ا زتاج پوشش درختان قرار دهند اما این وضعیت اثر جریان های باد را به طور شدیدی در دهانه باران گیر دستگاه افزایش می دهد . باز کردن جنگل در اطراف دستگاه تا اندازه ای عنوان یک حفاظ را دارد و معمولا برآورد قابل قبولی را از کل باران به دست می دهد.

اثرات جنگل در توزیع مجدد بارش

پوشش گیاهی به ویژه در جنگل ها اثرات مهمی در توزیع و پراکنش در طی ریزش دارد. کل بارش به سه طریق پراکنده می گردد:
1- قطراتی از باران که به وسیله ی شاخ و برگ درختان دریافت می شود برگاب نام دارد.
2- قطراتی را که بدون برخورد به اندام درختان می گذرند و یا از تاج پوشش آنها به زمین می ریزند میان گذر نام دارند.
3- آن قسمت از باران را که به وسیله ی شاخ و برگ درختان و ساقه ی آنها جمع آوری می شود و به زمین می رسند ساقاب نام دارند.
میان گذر و ساقاب مقدار خالص باران را نشان می دهند که بستگی به مقدار باران ، گونه ی گیاهی و فصل سال دارد. در مناطق جنگلی خالص بارش ممکن است از صفر درصد در باران های خفیف تا بیش از 95% مقدار بارش ناخالص ، در باران های شدید تغییر کند.

جاذبه هاي خواف

جاذبه هاي خواف

در خرگرد خواف نزدیک جاده آسفالت بنایی دیده میشود که زمانی مهمترین مرکز تعلیم و تربیت بوده است .
کتیبه ی موجود این مدرسه در سال 848 به دستور خواجه غیاث الدین پیر احمد خوافی وزیر شاهرخ میرزا
بنا شده است بدین علت به غیاثیه مشهور گردید این بنا نماینده ی کامل معماری دوره تیموریان است که به
سبک اذری ساخته شده است معمار بنا استاد قوام الدین شیرازی که در حال کار روی بنا فوت کرده است
و کار نیمه تمام وی را برادرش غیاث الدین شیرازی که مجموعه گوهرشاد مشهد و هرات را نیز ساخته است
کامل کرد . مدرسه غیاثیه در دوران شکوهش از بهترین دانشگاههای اسلامی بوده است و دانشمندانی چون
ابوبکر پوشنجی خرجردی ابونصر خرجردی را پرورانده است
مسجد ملک زوزن
روزی به زوزن رونقی در کار بودست نقش عجب بر پنجه معمار بودست
بطور کلی زوزن در قسمت جنوب شرقی و در فاصله 60 کیلومتری خواف واقع شده است با آنکه ناحیه خشک
و بی حاصل است از سابقه پراهمیت تاریخی ویژه ای برخوردار است بطوریکه ملک زوزن در قدیم یکی از سه
مرکز عمده این ناحیه بوده است هم اکنون در قسمت وسیعی از از دشت زوزن میتوان آثار شهری بزرگ را که
براثر زلزله ویران شده را مشاهده کرد . مسجد تاریخی زوزن که در کنار روستای قدیمی واقع گردیده وآثار زیادی
از آن باقی مانده و هم اکنون در حال مرمت و بازسازی میباشد تزئینات فوق العاده ای از کاشیکاری آجرکاری
و گچ بریهای زیبا به چشم می خورد که معرف هنر معماری و تزئینات اوایل قرن هفتم هجری است . در بدنه ایوان
کتیبه ای به خط کوفی وجود دارد که قسمتهایی از آن از بین رفته و در قسمت غربی ایوان قبری وجود دارد که گفته
میشود متعلق به پسر ملک زوزن است یکی دیگر از قسمتهای ایوان راه پله های مارپیچی است که شباهت زیادی
به پله های مدرسه غیاثیه خرگرد دارد یکی از شبستانها به محراب مسجد منتهی میشود که این محراب به تازگی
بر اثر حفاری از زیر آوار بیرون کشیده شده و حاشیه های آن مزین به آیاتی از قرآن مجید است و بیشتر به مینیاتور
شبیه است تا محراب ملوک زوزن همچون ملک سعید و قوام الدین زوزنی به فرمان سلطان محمد خوارزمشاه مدتی
بر ولایت کرمان و عماد السلام زوزنی و عبدالکافی زوزنی از فضلای بنام زوزن بوده اند آنچه مسلم است این است که
مسجد زوزن متعلق به قرن هفتم و دوره سلجوقی است .
کوشک سلامی
بنای تاریخی زیبایی است که حیات ---------- منطقه خواف را در گذشته های دور به نسل حاضر معرفی میکند .
آنچه مسلم است حدود 800 سال قبل این بنا وجود داشته است قوام الدین ملک زوزن که از جانب سلطان محمد
خوارزمشاه حاکم کرمان بود آن را در سال 607 (ه . ق ) تعمیر کرد .
کشف بنا بدین صورت بوده است که این بنا بصورت تلی از خاک و قلعه مانندی بوده است و زارعان و
دامداران در تعقیب احشام خود در حفره ها به راهروهایی رسیدند و متوجه گردیدند که این بنا مسکونی بوده است
مرحوم قریشی از سال 1326 بعد از 4 سال توانست بنای کوشک را از دل خاک بیرون بیاورد و از ملک نشسنی به
مالک نشینی تبدیل کند .
از خصوصیات این بنا این است که پله های عریض با شیب کم طوری ساخته شده است که سواره میتواند با اسب
از آن بالا برود از لحاظ امنیتی پنجره ها طوری ساخته شده که از داخل بیرون را میتوان دید ولی از پایین و بیرون
داخل را نمی توان دید .
سد سلامی
درفاصله 6کیلومتری شمال شرقی سلامه در دامنه جنوبی ارتفاعات باخرز روی یکی از دره های کناری رودخانه
سلامی احداث شده است آب خروجی از سد در فاصله 700 متری پایاب وارد قنات شهر سلامه میشود ودر یک ونیم
کیلومتری شمال شهر که مظهر قنات است برای آبیاری اراضی کشاورزی هدایت میگردد ارتفاع بند حدود 24 متر و حوضه
آبگیری آن 50 هکتار زمین را می پوشاند عمق آب در بعضی از قسمتها به 18 متر میرسد که حدودا 6متر از عمق بند
را رسوبات پوشانده است گنجایش مخزن بین 4 تا 6 میلیون متر مکعب است این بند مربوط به دوران ساسانیان میباشد
در زمان ملک محمود سیستانی بازسازی و مرمت شده وبعد از وی بدستور خواجه قوام الدین نظام الملک خوافی
مشرف دیوان خراسان در زمان سلطنت سلطان حسین بایقرا بازسازی شده است
مزار خواجه یار
:قبله ی اهل یقین است خواجه یار عاشقان بر گرد او پروانه وار
گرتو ای مسلم بدانی قدر او گرد مدفن آیی اش دیوانه وار
این بنا که معروف به مزار است در جنوب غربی شهر خواف از یک طرف مشرف به کوه خواجه یار و از سوی دیگر
به تپه های مجاور محدود است مجموعه ای است از دو آب انبار و یک مقبره . بنای کوشک مانندی است دو طبقه که در
دوره قاجار ساخته شده 14 متر طول و6/70 متر عرض دارد این بنا مشرف به محوطه ای محصور در دیوار خشکه
چین سنگی است و سکویی بلند بطول 8 متر و عرض 1 متر روی پایه های آجری در میان محوطه واقع شده است
برخی میگویند یکی از یاران امام حسن (ع ) بوده که در زمان این امام و هنگام حمله ایشان به ایران در جنگ با کفار
وزرتشتیان به شهادت رسیده و در همان مکان بخاک سپرده شده است .
یخدو در انتهای خیابان شهید مدرس بنایی پابرجاست که میتوان گفت از قدمت زیادی برخوردار است و آن یخدان یا
یخچال طبیعی است حدود 20 متر ارتفاع 7/5 متر عرض و 15 متر عمق که تمام بدنه از آجرساخته شده است
این یخدان شکل مخروطی دارد
آسیاب بادی های نشتیفان
چشمگیر ترین تاسیسات سنتی در خواف آس بادهاست که با ابهتی تمام سینه سپر باد دارد
آس یعنی نرم شدن دانه زیر سنگ است بدین ترتیب که دو سنگ گرد و مسطح بر هم نهاده سنگ زیرین
در میان میلی آهنین وجز آن از سوراخ میان سنگ زیرین درگذشته و سنگ فوقانی به قوت دست آدمی یا
ستور یا باد یا آب چرخد و حبوب و غیره را خرد و آرد سازد .
نیروی رایگان وفراوان باد از نظر کمی میتواند تعداد زیادی دستگاه را باهم بچرخاند تا جایی که در روستای نشتیفان
تا 40 آسیاب ردیف شده اند منطقه خواف که در مسیر بادهای 120 روزه سیستان قرار گرفته دارای آسیاب بادی های
فراوانی است که پره های چوبی آن توسط بادهای مذکور بحرکت در آمده نیروی حاصل را به سنگ منتقل نموده
به آرد کردن گندم ها می پردازند .

درياچه ي هامون جازموريان

درياچه ي هامون جازموريان

هامون جازموريان، يك فرونشست زمينساختي جوان در 150 كيلومتري باخترايرانشهر است كه و بلندي آن از سطح درياي آزاد 350 متر ميباشد. وسعت اين هامون درفصول پرباران، 3300 كيلومترمربع است و به دليل شرايط اقليمي ويژه، در بيشتر مواقعسال، بخش اعظم آن به كفة نمكي وكفههاي رسي تبديلميشود.
رودها وآبراهه‎هاي متعدد دائمي و موقت، به اين هامون مي‎ريزند كه از ميان آنها، رود بَمپورو هليل‎رود اهميت بيشتري دارند. در بارة شوري رودهاي وارده و درصد نمك آب درياچهگزارش‎هاي موجود هماهنگي دارد. در گزارش‎اوبرلندر (1988)، آب هامون قابل شُربدانسته شده ولي فيشر (1968) آب هامون را شور مي‎داند. بنابر دانسته‎هاي موجود، شوريآب جازموريان تا حد فوق اشباع از نمك است. كرينسلي (1970) گسترة هامون جازموريان راشامل سه بخش زير دانسته است:
*
درياچة فصلي كه گسترة آن در فصول خشك و مرطوبتغييرات زيادي دارد و در بيشتر جاها در اواخر تابستان و اوايل پاييز ناپديدمي‎شود. * پهنة مرطوب كه سطحي در حدود 22 درصد مي‎پوشاند.
*
پهنةباتلاقي كه 59 درصد از منطقة مرطوب را زير پوشش دارد و مرز بالايي آن به پهنه‎هايسيلتي ر سي است.
هامون جازموريان در مركز يك فرونشست زمين‎ساختي جوان استكه بين رشته كوه‎هاي جبال‎بارز (در شمال) و رشته كوه‎هاي بشاگرد (در جنوب) قراردارد. در گذشته اين فرونشست را لبة جنوبي بلوك لوت مي‎دانستند، ولي در حال حاضر اينباور وجود دارد كه جازموريان نوعي فرونشست پيش كماني است كه در شكل‎گيري آن،فرورانش پوستة اقيانوسي عمان به زير مكران و همچنين عملكرد گسل‎هاي همروند بافروافتادگي، به ويژه مجموعة گسلي بشاگرد، نقش داشته‎اند. اشتوكلين (1970) پديدةفروافتادگي را به رخدادهاي نئوژن كوارترنري نسبت داده، ولي كرينسلي (1970) زمانتشكيل آن را پليستوسن مي‎داند.
درياچة حوض‎سلطان :
درياچة حوض‎سلطان يادرياچة شاهي، فروافتادگي نامتقارني با 330 كيلومترمربع وسعت، در 35 كيلومتري شمالقم و در شمال باختري درياچة نمك است. اين درياچه شامل دو چالة جدا از هم يكي به نام « حوض‎سلطان » و ديگري به نام « حوض‎مره » است كه با آبراهة باريكي به هم وصلمي‎شوند. حوضة باختري (حوض‎سلطان) داراي بلندي 806 متر از سطح دريا است كه به طورمعمول از روان‎آب‎هاي سطحي تغذيه مي‎شود. حوضة خاوري (حوض‎مره)، افزون برروان‎آب‎ها، از رودهايي مانند رودشور و قره‎چاي نيز بهره مي‎گيرد. مطالعات مستوفي (1350) نشان مي‎دهد كه آب‎ابتدا وارد حوض‎مره شده و پس از پر شدن آن، از مسيل دوحوض گذشته وارد حوض‎سلطان مي‎شود و هنگامي كه آب در حوض‎سلطان چند متر بالاتر آمد،به طرف حوض‎مره بازمي‎گردد و سرريز اين دو حوض، به درياچة نمك تخليه مي‎شود. مشاهدات صحرايي كرينسلي (1970)، نشان مي‎دهد كه از مركز درياچه به خارج دو پهنةجداگانة قابل شناسايي است. يكي مركز درياچه كه حدود 24 درصد از مساحت آن را زيرپوشش دارد و با پوستة نمكي پوشيده شده است. دوم، زون مرطوب كه 76 درصد بقيه راتشكيل مي‎دهد كه به زون گياهان ريشه‎بلند به پهناي 20 متر مي‎رسد. پوستة نمكي با 5سانتيمتر ضخامت، شامل نوارهاي هم‎مركز سفيد و خاكستري است و در زير آن سيلت‎هاي رسيو خاكستري رنگ مرطوب قرار دارد. اين زون (پوستة نمكي) به طور فصلي با آب پوشيدهمي‎شود، ولي مناطق مركزي آن ممكن است در تمام سال، آب‎دار باشد. مطالعات انجام شدهدر زون مرطوب نشان داده كه ميزان رس موجود در نمونه‎ها، 35 تا 45 درصد است كه 10 تا 90 درصد كاني‎ها، كائولينيت است. در پشته‎هاي شن و ماسه‎اي زون گياهان با ريشةبلند، چند خط داغ آب وجود دارد كه به سمت سراشيبي تا ارتفاع 826 متر ادامه دارد. اختلاف ارتفاع بين پست‎ترين و بلندترين خط داغ آب 20 متر است. پيشروي وسيعمخروط‎افكنه‎ها در پهناي زون مرطوب و روي پوستة نمكي نشانگر آن است كه روان‎آب سطحيبيش از گذشته است و تغيير آب و هوايي به سوي دورة مرطوب‎تر از گذشته، پيشمي‎رود.
مطالعات معتمد و همكاران (1356) نشان داده است كه رسوبات حوض‎سلطانبيشتر از نوع گچ و نمك، مارن و رس است. بررسي‎هاي لرزه‎نگاري و حفاري نيز نشان دادهكه نمك تا عمق 46 متر وجود دارد. اين نمك، به صورت 5 لاية جدا از هم با ضخامت كل تا 20 متر است كه با رس‎هاي قهوه‎اي تا خاكستري از يكديگر جدا مي‎شوند.